منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٢
او در آغاز زندگى «فاقد هدايت» بود زيرا هيچ موجودى بالذات داراى كمال نيست و هر كس و هر چيز، هرچه دارد از خداوند بزرگ دريافت كرده است، و اگر لطف او نبود، هيچ انسانى راه به مقصد نمى برد، موسى بن عمران خداى جهان را به فرعون چنين توصيف مى كند:(رَبُّنَا الَّذي أَعْطى كُلّ شَيْء خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى) (طه/٥٠).
خداى ما،خدايى است كه آفرينش هر موجود را به او عطا كرده سپس او را هدايت نموده است.
بنابر اين، آيه به حكم گفتگو در مورد نخستين دوران زندگى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) است ناظر به فقدان هدايتهاى ذاتى است وهدايت هر موجودى حتى پيامبر گرامى از جانب او است ويك چنين ضلالت نمى تواند معادل با شرك باشد، بلكه به معنى فقدان كمال است كه بالذات واجد آن نبود و خدا به او لطف فرمود و اين فقدان از نخستين لحظه پيدايش انسان در رحم، آغاز مى گردد و به تدريج هدايت الهى جاى آن را مى گيرد و هرچه انسان رو به رشد كند هدايت الهى نيز با او همگام مى گردد، و پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)نيز از اين اصل «مستثنى» نبود، و از لحظه اى كه شايسته دريافت هدايت الهى شد از درون وبرون در پوشش آن قرار گرفت.
از سخنان على (عليه السلام) كاملاً استفاده مى شود كه آغاز اين هدايت از لحظه اى بود كه وى از شير گرفته شد آنجا كه مى فرمايد:«ولقد قرن اللّه به من لدن ان كان فطيما أعظم ملك من ملائكته يسلك به طريق المكارم ومحاسن أخلاق العالم ليلاً ونهاراً».[١]
خداوند از روزى كه پيامبر، از شير گرفته شد، بزرگ ترين فرشته را با او همراه ساخت تا راه بزرگواريها وخويهاى نيكو را به او بنماياند».
خلاصه: هدايتى كه در آيه (وَ وَجَدَكَ ضالاً فَهَدى) آمده، همان هدايتى
[١] نهج البلاغه عبده خطبه ١٨٧.