منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٠
٢ـ (فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَة حِداد): «وقتى امنيت به منطقه بازگشت با زبانهاى تند و تيز رزمندگان را آزار مى دهند و مى گويند سهم ما را بدهيد ما كمتر از شما نيستيم».
٣ـ ( أَشِحَّةً عَلى الْخَيْر):« افراد ترسو، به هنگام نبرد، طمعكارترين افرادند در وقت تقسيم غنيمت».
«تشاح» در لغت به معنى «نزاع» و مخاصمه است به همين جهت بايد گفت اين گروه به هنگام تقسيم غنيمت، نزاع و درگيرى پديد مى آورند و مقصود از «خير» در «على الخير» ثروت و مال است و در قرآن از «ثروت و مال» با لفظ خير نيز ياد شده است و در ا يه ارث مى خوانيم:(إِنْ تَرَكَ خَيراً)[١].
٤ـ (أُولئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا) آنان هرگز ايمان نياورده اند و در حقيقت ريشه حركات زشت و زننده آنان،، فقد ايمان است.
٥ـ ( فَأَحْبَطَ اللّهُ أَعْمالَهُم) همه اعمال نيك آنان به خاطر فقدان نيت پاك، نابود مى گردد و در سراى ديگر دست خالى به محشر مى آيند و تكليف اين گروه طبعاً روشن است.
ط: ترس آنان هنوز برطرف نشده است
سپاه شرك پس از يك ماه توقف (٢٤ شوال الى ٢٤ ذى القعده سال پنجم هجرت) به علل مختلف متفرق شد، يكى از آن علل اين بود كه ناگهان هوا طوفانى شد و شدّت طوفان به اندازه اى بود كه خيمه ها را از جاى برمى كند و ديگهاى غذا را از روى آتش پرت مى نمود به اين جهت وجهات ديگر كه در تاريخ غزوه احزاب به تفصيل بيان شده است، ابوسفيان فرمان حركت صادر كرد و هنوز نور قمر، منطقه را روشن نكرده بود كه سپاه شرك، آنجا را ترك گفت و هر قبيله اى به منطقه خود
[١] سوره بقره، آيه ١٨٠.