منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٤
صداى قلم خدا را مى شنيد، او را نمى ديد.[١]
از اين بيان مفاد آيات بعدى نيز روشن مى گردد ونقطه بحث در آنجا باز «جبرئيل» فرشته وحى است. ما براى توضيح، متن وترجمه آنها را مى آوريم:
(أَفَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرى):«آيا با او در آنچه كه ديده است به مجادله برمى خيزى؟».
(مقصود از موصول (ما ) فرشته وحى است كه پيامبر مدّعى شد او را، به هنگام نزول وحى ديد).
(وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى):«چرا مجادله مى كنيد، او فرشته را يكبار ديگر نيز ديده است. مقصود از ضمير «رآهُ» فرشته وحى مى باشد».
(عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى): «نزد سدرة المنتهى».
(عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى): «نزد او است جنّت مأوى».
(إِذْ يَغْشى السِّدْرَةَ ما يغْشى): «آنگاه كه «سدره» را پوشانيد آنچه پوشانيد».
(ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى): «ديده نلرزيد وطغيان نكرد» يعنى به راستى فرشته وحى را ديد ورؤيت، يك رؤيت واقعى بوده است.
(لَقَدْ رَآى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى): «از آيات بزرگ پروردگار خود ديد» ويكى از آن آيات «فرشته وحى» مى باشد.
خلاصه محور بحث در اين آيات، چه آن قسمت كه مربوط به هنگام نزول وحى است وچه آن قسمت كه مربوط به معراج مى باشد، رؤيت فرشته وحى است مشركان آن را تكذيب مى كردند و قرآن با صلابت خاصى بر صحت آن تأكيد مى كرد. شگفت آن كه برخى بر اثر اشتباه در مرجع ضمائر تصوّر كرده كه مقصود، رؤيت خدا است و آيات را گواه بر جواز رؤيت او دانسته اند!.
[١] محمّد پيامبرى كه بايد از نو شناخت، ص١٣٥.