منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٨
وصاحب مقام نزد خداوند صاحب عرش است، او مطاع (فرشتگان) وفرد امينى است; صاحب شما ديوانه نيست، محقّقاً جبرئيل را در افق فراخ ونمايان ديده است; او براى رسانيدن وحى بخيل نيست. قرآن او گفتار شيطان رانده شده نيست كجا مى رويد قرآن يادآورى بيش نيست».
آياتى كه در آغاز سوره نجم وارد شده، بيانگر پايه قاطعيت در امر رسالت واخذ وحى ورؤيت فرشته وحى است.
وبه ديگر سخن، قرآن مى گويد:(ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَاى):«هرگز دل ديده را تكذيب نكرد» (ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى):«و چشم نيز از حق منحرف نگرديد و راه خطا نرفت» (نجم/١١ و١٧).
مذاكرات پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) با وليد بن مغيره وابوجهل وعتبه در صفحات تاريخ حيات او ضبط گرديده و نشانه قاطعيت او در امر رسالت، و تحمّل وحى الهى مسئوليّت خدايى است.
ناقلان اين داستانها وافسانه ها نبوّت ورسالت را يك منصب عادى تلقّى مى كنند كه احياناً به افراد عادى وفاقد صلاحيت اعطا مى گردد، در حالى كه ارتقا به مقام نبوّت در گرو تحصيل ويا افاضه يك رشته شايستگيها وكمالات نفسانى است كه شخص را براى دريافت يك چنين مقام شامخ وبزرگ وتحمّل يك چنين شعور بيرون از عقل وحس(وحى) ورؤيّت حامل آن (فرشته وحى) آماده سازد.
در اين صورت جهت ندارد كه پس از طىّ اين مراحل در نبوّت ورسالت خود شك وترديد كند وبه اعمال خارج از شأن يك فرد عاقل دست بزند.
انقطاع وحى
مسئله انقطاع وحى يكى از افسانه هاى تاريخى است كه بر حيات پيامبر تحميل شده وآيه (ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى): «خدايت تو را ترك نكرده ودشمن نداشته است» را شاهد برگفتار خود گرفته اند; قهرمان اين افسانه نيز «ابن جرير