منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣
ولى در اخلاص و توحيد عبدالمطلب در يكتاپرستى كافى است كه به سخنان مورخان در باره او گوش فرا دهيم.
١ـ يعقوبى ـ تاريخ نگار قرن سوّم ـ مى نويسد:
نياى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) «عبدالمطلب»، پرستش بتان را ترك گفت و توحيد در عبادت را پيشه خود ساخت وبه نذر خود در راه خدا وفا نمود وسنتهايى را پى ريزى كرد كه وحى الهى اكثر آنها را تصويب نمود آنگاه به سنتهايى كه نياى پيامبر پى ريزى كرده بود اشاره مى كند.[١]
٢ـ در حمله «ابرهه» به سرزمين مكه به قصد تخريب خانه خدا، توحيد ويكتاپرستى «عبدالمطلب» وروگردانى او از «بتان» قريش، به خوبى ديده مى شود او وقتى از تصميم ابرهه آگاه شد و گزارش رسيد كه شتران او را سپاه پيل به يغما برده است، يكسره به اردوگاه «ابرهه» رفت ومورد تجليل واحترام او قرار گرفت، تنها چيزى كه از او درخواست كرد اين بود كه دستور دهد اموال به غارت رفته او را بازگردانند.
«ابرهه» از درخواست كوچك او در برابر تصميم خطرناكى كه او نسبت به تخريب كعبه نموده بود، در شگفت فرو رفت و گفت من از درخواست ناچيز تو درشگفتم من آمده ام خانه اى را ويران كنم كه مايه افتخار قبيله ونياكان تو است ولى تو از شترهايى كه به غارت رفته سخن مى رانى چه بهتر بود كه از من درخواست مى كردى تا از اين كار صرف نظر كنم.
«عبد المطلب» با چهره باز و قلبى مطمئن گفت:من صاحب شترم وبراى مطالبه آن آمده ام خانه نيز صاحبى دارد، كه از آن حفاظت مى كند ابرهه گفت چيزى نمى تواند مانع از تصميم من گردد اين سخن را بگفت فوراً دستور داد كه شتران او را بازگردانند او نيز پس از تحويل، همه را نذر كعبه كرد و در حرم رها نمود كه هر نوع دست درازى به آنها، مايه ظهور خشم الهى گردد آنگاه به سوى قريش آمد وهمگان را از تصميم ابرهه آگاه ساخت، سپس يكسره به سوى كعبه رفت و حلقه باب كعبه را با
[١] تاريخ يعقوبى، ج٢، ص ٨، ط نجف.