منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٠
است».
اين آيه حاكى از يك سنّت پيوسته در ميان اقوامى است كه رودر روى پيامبران خود مى ايستادند و از اين طريق به تكذيب آنهامى پرداختند.
تهمت هايى كه قرآن از زبان مشركان در مورد پيامبر نقل مى كند به شرح زير است:
١ـ كاهن: كسى كه با جنّ وپرى در تماس باشد واخبار گذشتگان وآيندگان را از آنان مى گيرد ودر اختيار جامعه مى گذارد چنانكه مى فرمايد:
(وَلا بِقَولِ كاهِن قَليلاً ما تَذَكَّرُونَ) (حاقه/٤٢):«هرگز گفتار كاهن نيست، كمتر يادآور مى شوند».
٢ـ ساحر(جادوگر): كسى كه كارش حلّ وعقد امور است وچه بسا كارهاى شگفت انگيزى انجام مى دهد كه عارى از حقيقت مى باشد وبه ديگر سخن:خلاف واقع را واقع نشان مى دهد چنانكه مى فرمايد:(وَعَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرونَ هذا ساحِرٌ كَذّابٌ)(ص/٤):«از اينكه بيم دهنده اى از خودشان آمده است در شگفت فرو رفته اند كافران گفتند او جادوگرى دروغگو است».
٣ـ مسحور: كسى است كه جادوگرى، او را سحر كرده است و عقل وخرد او دستخوش سحر شده است واين تهمت صورت محترمانه «مجنون» وديوانه است كه بعداً بيان مى گردد چنانكه مى فرمايد:
(وَقالَ الظّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاّ رَجُلاً مَسْحُوراً) (فرقان/٨): «ستمگران گفتند: شما از يك فرد سحر شده پيروى مى كنيد» عين همين تهمت در گفتار پيشينيان نسبت به پيامبر خدا حضرت صالح (عليه السلام) نيز وارد شده است چنانكه مى فرمايد:
(قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرينَ) (شعرا/١٥٣): «گفتند تو از جادو شده ها هستى!» ودر همين سوره در آيه ١٨٥ همين تهمت در باره شعيب (عليه السلام) وارد شده