منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٧
وگفتند پيروزى تو بر قريش گواه بر پيروزى تو بر ما كه از فنون نبرد، آگاهى كامل داريم، نيست، پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)در پاسخ آنان سكوت كرد وهدف او كه اتمام حجّت بود، جامه عمل پوشيد.
به دنبال اين سخنرانى، زن عربى در بازار مربوط به اين گروه جنب، دكان زرگر يهودى، كالا مى فروخت واصرار مىورزيد كه صورت خود را بپوشد آن زرگر يهودى دامن لباس او را از عقب به پشت او دوخت، وقتى زن برخاست بخشى از بدن او نمايان گرديد ومورد مسخره جوانان يهود قرار گرفت، در اين لحظه مسلمانى تحريك شد و زرگر را از پاى در آورد، قتل زرگر يهودى سبب شد كه يهودان بنى قين قاع به صورت دسته جمعى او را كشتند.
كشته شدن يك فرد مسلمان كه به دفاع از ناموس زنى برخاسته بود، سبب شد كه ترس بر آنان مستولى گردد، و معازه ها را ببندند وبه دژ خود پناه ببرند.
محاصره دژ از طرف مسلمانان به فرمان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)آغاز گرديد، و از ورود تداركات و هر نوع تماس جلوگيرى به عمل آمد، در ميان مسلمانان مانند «عبادة بن صامت» يا منافقان متظاهر به اسلام مانند «عبد اللّه بن ابى» با قبيله بنى قين قاع در عصر جاهليت پيمان دفاعى داشتند واين پيمان وبه اصطلاح آن روز «ولاء» ايجاب مى كرد كه در اين لحظه حساس از آنان به نوعى دفاع كنند زيرا مقتضاى «ولاء» دفاع از طرف است، خواه به حق باشد يا به باطل.
«عبادة بن صامت»كه از مسلمانان راستين بود، دريافت كه اسلام با چنين «ولاء» وپيمانى كه در دوران عصر جاهلى بسته شده، موافق نيست لذا حضور رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)رسيد، و از دوستى آنان كاملاً بيزارى جست، ولى عبد اللّه بن ابى كه از سران نفاق بود با پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)به جدال پرداخت كه ابن هشام جدال او را چنين نقل مى كند:
«اى محمّد با دوستان و هم پيمانان من به نيكى رفتار كن او اين جمله را سه بار تكرار كرد، و در هر مرتبه با سكوت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) روبرو شد، عبد اللّه از بى اعتنايى