منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٩
كند ويا با آن مخالف نباشد، بلكه هرگاه مذهب مطلبى را مطرح كرد، بايد آن را به طور تعبّد پذيرفت و خم به ابرو نياورد.
يك چنين پوزش طلبى از قبيل «عذر بدتر از گناه» است وحربه به دست ملحدان دادن است تا ماترياليستها بگويند دين سدّ راه علم است وبايد دين را ذبح كرد تا علم زنده گردد.
اصولاً آيينى كه نه خرد آن را بپذيرد ونه علم آن را تصديق كند چه لزومى دارد كه انسان در راه آن فداكارى وجانبازى كند.
٢ـ مى گويند: معادله (١=٣) يك معادله صحيح است ودر خارج نمونه هايى دارد، مانند خورشيد كه در عين وحدت ويگانگى، سه چيز است:١ـ جرم خورشيد ٢ـ نور ٣ـ حرارت ; چه مانع دارد كه «ثالوث اقدس» نيز از اين مقوله باشد؟
ناگفته پيدا است با اين مثال وهمانند آنها نمى توان يك محال بديهى را ممكن ساخت، محالى كه بر هر كودك دبستانى، تا چه رسد به افراد كامل، روشن و واضح است اتّفاقاً همان مثالى را كه مطرح كرده اند، هرگز در آن سه چيز يك چيز نيست، ممكن است سه چيز يك نام به نام «خورشيد» داشته باشد ولى وحدت نام دليل بر وحدت اجزاء آن نيست، يك كارخانه از هزاران قطعات تركيب مى يابد، ودر عين كثرت ممكن است يك نام داشته باشد به نام كارخانه ذوب آهن يا پالايشگاه نفت ودر مورد خورشيد جرم، غير از نور وحرارت است جرم آن اتمهاى بى شمارى است كه از طريق انفجار تبديل به نور وحرارت مى شود، ونور وحرارت نيز دو موج مختلفى است كه در فيزيك به يكى مادون قرمز وبه ديگرى مافوق آن مى گويند.
تشبث به اين مثال ومانند آن حاكى از فلاكت يك دانشمند الهى است كه مى خواهد مسائل ماوراء الطبيعه را كه از دقيق ترين مسائل فلسفى وفكرى است با اين مثالهاى مبتذل وبا اين مسامحه ها حل كند، آيا شايسته نيست به جاى سفسطه گرى، گردن به حق نهيم و از آن پيروى كنيم؟