منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٣
است كه در گفتگوى موسى با فرعون، آمده است كه فرمود:(أَعْطى كُلَّ شَيْء خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى) هدايت و راه يابى هر انسانى افاضه اى است وهمگى از جانب خدا مى باشد وافاضه چنين هدايتها گواه بر كفر وشرك ونافرمانى از فرمان نيست، وضلالتى هم كه از كلمه «ضالّ» استفاده مى شود همان زمينه هاى «خسرانى است كه همه انسانها را شامل است وهمگى محكوم به آن مى باشند، ولى گستردگى اين «خسران» مانع از آن نيست كه هدايت الهى از لحظاتى كه به انسان درك و فهم مى دهد آن را بى اثر سازد چنان كه مى فرمايد:(إِنَّ الإِنْسانَ لَفي خُسْر* إِلاّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ) (العصر/١و٢): «همه انسانها در ضرر و زيانند مگر كسانى كه ايمان آورند وعمل صالح كنند».
زمينه خسران در همه انسانها وجود دارد، و اگر پذيراى هدايت الهى شد اثر آن خنثى مى گردد و در غير اين صورت قوه خسران وزمينه هاى آن حالت فعليت به خود مى گيرد همچنان كه زمينه هاى ضلالت در همگان وجود دارد و هدايت الهى، اثر آن را از بين مى برد، ولى متمردان، به آن فعليت وتحقّق و ثبات مى بخشند چنان كه مى فرمايد:(فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ) (نحل/ ٣٦).
«خداوند گروهى را هدايت كرد، وبراى برخى ديگر ضلالت، لازم و ثابت شد.
ودر آيه ديگر مى فرمايد:(فَرِيقاً هَدى وَ فَريقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ) (اعراف/٣٠).
«گروهى را هدايت ولى گروهى به خاطر عدم بهره بردارى از هدايتهاى الهى، ضلالت وگمراهى دامنگيرشان شد».
بنابر اين، در سير معنوى انسان، هدايت وضلالت به اين صورت تجلّى مى كند.
نخست، ضلالت و خسران ذاتى است كه بازگشت آن به فقدان كمال است،