منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٣
ب: عمل به شرائع پيشين، در گرو آگاهى از احكام آنها است اكنون بايد ديد كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) از چه راهى از آنها آگاه شده است در اين جا دو احتمال وجود دارد كه هر دو را ياد آور مى شويم:
١ـ از طريق معاشرت و آميزش با اهل كتاب، از احكام وشرائع پيشين آگاه گردد. اين راه به كلى مسدود بود زيرا او در طول زندگى با چنين گروهها معاشرت نداشت بالأخص در مكه، احبار وراهبانى وجود نداشته اند كه از آنها، احكام وشرائع پيشين را بياموزد.
گذشته از اين، خصوص حضرت مسيح، شريعت گسترده اى نداشته، بلكه براى حلّ اختلافات يهود، وبراى تحليل برخى از محرمات بنى اسرائيل مبعوث شده بود، و وحى الهى بر اين مطلب گواه است چنانكه مى فرمايد:
(وَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوراةِ وَ لأُحِلَّ لَكُمْ بَعضَ الَّذي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَ جِئْتُكُمْ بِ آيَة مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَطِيعُون).[١]
«تصديق كننده توراتم كه پيش از من فرود آمده، و تحليل كننده برخى از امورى هستم كه بر شما مردم حرام شده است. وبا آيتى به سوى شما آمده ام از مخالفت خدا بپرهيزيد ومرا اطاعت نماييد».
در اين جا مطلب سوّمى نيز وجود دارد وآن اينكه از نظر روايات، رسول گراميصلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم بالاترين وبرترين انسانها است پس پيروى «فاضل از مفضول» با موازين عقل سازگار نيست.
٢ـ پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) از طريق وحى از احكام پيشينيان آگاه مى شد، وبر طبق آنها عمل مى كرد. اگر اين طريق را بپذيريم هرگز ثابت نمى شود كه پيامبر تابع وپيرو پيامبران پيشين بوده است تنها چيزى كه از آن مى توان نتيجه گرفت اين است كه او بر احكامى كه در شرائع پيشين وجود داشته است واز طريق وحى ويا الهام به او
[١] آل عمران، آيه ٥٠.