منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٨
اين بحث اجمالى ما را به وضع بيت هاشمىوايمان اصيل سران وبزرگان آن هدايت مى كند واين جريان مى تواند روشنگر ايمان خود پيامبر پيش از بعثت باشد زيرا خانوده اى كه در آن درخت توحيد بارور گردد، وبزرگان آن از آيين فطرت، وتوحيد ابراهيمى پيروى كنند، طبعاً مفخره آن بيت نيز از نخستين روزها بر همين مسير خواهد بود البته اين يك استنباط شخصى است ودلائل محكم واستوار تاريخى آن را به روشنى تأييد مى كند .
دلائل ايمان پيامبر قبل از بعثت
١ـ پيامبر گرامى پنج سال از دوران كودكى خود را، در صحرا در ميان قبيله «بنى سعد» گذراند دايه او حليمه مى گويد: محمّد سه ساله بود كه به من گفت چرا برادران خود را در روز نمى بينم؟ گفتم: آنها روزها گوسفندان را براى چرا به خارج از آبادى مى برند، گفت: من نيز با آنان بيرون مى روم گفتم: دوست دارى بيرون بروى؟گفت: آرى، فرداى آن روز به هنگام خروج فرزندانم، سرمه در چشمان «محمّد» كشيدم، مقدارى روغن بر موى او ماليدم وبراى حفظ از گزند در گردن او نخى انداختم كه در آن مهره يمانى بود، او وقتى متوجه كار من شد، فوراً به من گفت: نه مادر، آرام باش با من كسى هست كه مرا از گزند حفظ مى كند.[١]
٢ـ ابن سعد در طبقات خود نقل مى كند در سفرى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) همراه عموى خود به شام رفت، در نيمه راه راهبى به نام «بحيراء» او را ديد وعلايم نبوت را در او دريافت، سپس رو به او كرده گفت: تو را به بتهائى به نام «لات وعزى» سوگند مى دهم آنچه از تو مى پرسم پاسخ بگو، پيامبر پيش از پرسش او به وى گفت: منفورترين چيزها نزد من همين دو بُت است كه تو به آن سوگند ياد كردى، در اين
[١] المنتقى به نقل بحار، ج١٥، ص ٣٩٢. منتقى نگارش كازرونى است كه هنوز چاپ نشده است. و من نسخه خطى آن را در كتابخانه حرم نبوى ديده ام، متن عبارت پيامبر اين بود: مهلاً يا اماه فانّ معي من يحفظنى.