منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٢
٣ـ پر غلط.
٤ـ مخلط (كسى كه روايات نادرست را با روايات صحيح، مخلوط مى نمايد).
روشن است كه هريك از صفات ياد شده، به تنهائى بر بى پايگى احاديث عبد الملك بن عمير، گواهى مى دهد در حالى كه تمام اين نقاط ضعف در وى گرد آمده است.
ج: عبدالعزيز بن محمد دراوردى
دانشمندان علم رجال از اهل سنت وى را نيز فراموشكار وبى حافظه دانسته اند كه نمى توان به روايات او استدلال كرد.
احمد بن حنبل، در مورد او، چنين مى گويد:
«إذا حدث من حفظه جاء ببواطيل» .
«هرگاه از حفظ، حديث روايت نمايد، سخنان بى پايه و نامربوط ارائه مى دهد».
ابوحاتم نيز در باره وى مى گويد:
لا يحتج به «به سخن وى نميتوان استدلال كرد».
ابوزراعه نيز او را «سيئى الحفظ» يعنى بد حافظه، معرفى نموده است.[١]
از مجموع آنچه بيان گرديد، به روشنى معلوم مى شود كه راويان اصلى حديث ضحضاح، در نهايت ضعف بوده وهرگز نمى توان به احاديث آنان، اعتماد نمود.
از اين بيان روشن مى شود كه نقل بخارى و يا مسلم، دليل بر صحت و استوارى حديث نيست، هرچند گروهى چشم بسته بر تمام روايات اين دو كتاب صحّه گذارده اند.
[١] ميزان الاعتدال، ج٢، ص ٦٣٤.