منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤
همگى بالاتّفاق به ايمان واسلام سراينده آن حكم مى كرديم ولى از آنجا كه سراينده آنها «ابوطالب» است ودستگاه تبليغاتى سازمان هاى سياسى اموى وعباسى پيوسته بر ضدّ آل ابوطالب كار مى كردند، ازاين نظر گروهى نخواسته اند يك چنين فضيلت و مزيتى را براى ابوطالب اثبات كنند.
از طرفى وى، پدر على است كه دستگاههاى تبليغى خلفاى اموى بر ضدّ او پيوسته تبليغ مى كردند، زيرا اسلام وايمان پدر وى، فضيلت بارزى در باره او حساب مى شد در حالى كه كفر وشرك پدران ديگر خلفا موجب كسر شأن آنها بود.
به هرحال، عليرغم تمام اين سروده ها و گفتارها وكردارهاى صادقانه، گروهى به تكفير وى برخاسته، حتى به آن اكتفا نكرده وادعا كرده اند كه آياتى در باره ابوطالب كه حاكى از كفر او است، نازل شده است تو گويى جهان اسلام مشكلى جز ابوطالب نداشت وبايد آياتى در باره او فرود آيد ويا پيامبر از جايگاه او در دوزخ سخن بگويد.
راه دوّم براى اثبات ايمان ابوطالب
راه دوّم، شيوه رفتار او با پيامبر و نحوه فداكارى ودفاع او از ساحت اقدس پيامبر است وهر كدام از آن خدمات مى تواند آئينه فكر وروشنگر روحيات او باشد، زيرا:
ابوطالب شخصيتى است كه راضى نشد برادر زاده او دلشكسته شود، وعليرغم تمام موانع ونبود امكانات، زحمت بردن او را به شام همراه خود پذيرفت.
پايه اعتقاد او به فرزند برادر، تا آن حدّ است كه او را همراه خود به مصلّى برد وخدا را به مقام او قسم داد وباران رحمت طلبيد.
وى در راه حفظ پيامبر از پاى ننشست، وسه سال دربدرى و زندگى در شكاف كوه واعماق دره را، بر رياست وسيادت مكه ترجيح داد تا آنجا كه اين آوارگى