منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٩
متولّد مى گردد، وقتى على(عليه السلام) در كعبه ديده به جهان گشود او را در ميان مردم از ولادت فرزند خود در خانه خدا مطلّع ساخت، سپس ابوطالب وارد كعبه شد واز خدا درخواست كرد كه او را در گزينش نام براى نوزاد كمك كند، هاتفى ندا در داد وگفت:
فاسمه من شامخ عليّ *** عليّ اشتق من العليّ
«نام او از نام بلند(خداى العلى) گرفته شده واز آن مشتق مى باشد واسم او «على» است».[١]
٣ـ برادر زاده را همراه خود به شام مى برد
كاروان قريش عازم شام بود، وقرار بود ابوطالب نيز با آن كاروان براى امر بازرگانى به شام برود، تصميم گرفته بود برادر زاده را در مكه نزد اقوام خود بگذارد، به هنگام حركت كاروان، اشگ در ديدگان برادر زاده حلقه زد وعواطف سرشار عمو را طوفانى ساخت، از اين جهت ابوطالب ناچار شد كه «محمد» را نيز همراه خود به شام ببرد، ورنج سفر با كودك دوازده ساله را، تحمّل كند در اين مسافرت ابوطالب از نزديك احترام بى سابقه «راهب بُصرى» را از برادر زاده خود مشاهده كرد، راهب شام با كمال صراحت گفت او همان پيامبرى است كه حضرت مسيح و پيش از او موسى بن عمران از طلوع او خبر داده است اگر يهوديان او را شناسائى كنند به قتل مى رسانند.[٢]
يك چنين گفتارى از يك راهب بيگانه در باره «محمّد» مايه ايمان هر انسانى بى غرض مى گردد تا چه رسد به ابوطالب كه نسبت به برادر زاده خود سراسر عشق و اخلاص بود.
[١] مناقب ابن شهر آشوب٣٦٠، بحار ٣٥/١٩.
[٢] سيره ابن هشام، ج١، ص ١٨٢، طبقات كبرى، ج١، ص ١٢٠.