منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٣
مى توانيد او را بيرون كنيد عزيز و گرامى شماييد، خوار و ذليل او است با او مدارا كنيد كه او يك فرد شكست خورده است اوسيان وخزرجيان، پيش ازمهاجرت شما به مدينه، اتّفاق كرده بودند كه او را حاكم مدينه كنند ودر فكر گرد آورى جواهرات بودند، تا تاجى بر سر او بگذارند، ولى با طلوع ستاره اسلام وضع او دچار اختلال گشت، ومردم از گرد او پراكنده شدند و او شما را عامل اين جدايى مى داند.
فرمان حركت صادر گرديد سربازان اسلام بيش از ٢٤ ساعت به راه پيمايى ادامه دادند و جز انجام فريضه نماز، در هيچ نقطه اى توقف نكردند روز دوّم كه هوا به شدّت گرم بود، و طاقت راه پيمايى از همه سلب شده بود، فرمان نزول صادر گشت، مسلمانان در همان لحظه اى كه از مركبها پياده شدند، از شدّت خستگى همه به خواب رفتند، و تمام خاطره هاى تلخ از دل آنها زدوده شد و با اين تدابير آتش اختلاف خاموش گشت .[١]
در اين مورد دو آيه ياد شده در زير نازل گرديد:
(هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللّهِ حَتّى يَنْفَضُّوا وَللّهِ خَزائِنُ السَّمواتِ وَ الأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَفْقَهُونَ) [٢].
«آنان (منافقان)كسانى هستند كه مى گويند: بر افرادى كه نزد رسول خدا هستند چيزى انفاق نكنيد، تا از اطراف او پراكنده شوند ولى خزائن و گنجينه هاى زمين و آسمانها از خدا است، ولى منافقان نمى فهمند».
(يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الأَعَزُّ مِنْهَا الأَذَلَّ وَ للّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ) [٣].
«آنان مى گويند كه (از نبرد بنى المصطلق) به مدينه برگرديم بايد عزيزان،
[١] سيره ابن هشام، ج٢، ص ٢٩١ـ ٢٩٢.
[٢] سوره منافقون، آيه ٧.
[٣] سوره منافقون، آيه ٧.