منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٢
(هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ):« آنجا نمايشگاه امتحان مؤمنان بود».
(وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَدِيداً): «همگان (بدون استثناء) سخت لرزيدند».
بنابر اين مقصود از «المؤمنون» يا مطلق جامعه ايمانى است كه مؤمن و منافق را در بر مى گيرد، يا خصوص مؤمن است، طبعاً حال منافق اگر نگران كننده تر از او نبود، بهتر از حال مؤمن نبوده است.
آغاز امتحان ملاك ستايش، يا نكوهش نيست، تا آيه را گواه بر نكوهش مؤمنان واقعى بگيريم ملاك قضاوت اثناى كار، بلكه پايان آن است و در اين نقطه خواهيم ديد كه جامعه اسلامى بر دو گروه تقسيم مى شوند، گروهى مردود و رفوزه و گروهى مقبول و ستوده وآيات دو بخش آينده بيانگر احوال اين دو گروه مختلف و متضاد است كه به تدريج تفسير مى شوند.
بخش دوم: وضع منافقان و افراد بيمارگونه
در اين بخش، با آيات نه گانه اى روبرو هستيم كه از آيه دوازدهم سوره احزاب آغاز مى شود و در آيه بيستم آن پايان مى پذيرد، و مجموع آيات بيانگر حال منافقان و افراد بيمارگونه از نظر ايمان است كه با ترفندهاى منافقانه، جبهه و ميدان را ترك گفته و فاقد هر نوع احساس مسئوليت بودند كه قرآن پرده از چهره زشت اين گروه برمى دارد و ترفند و ويژگيهاى آنان را يكى پس از ديگرى بيان مى كند وما براى سهولت همگى را تحت عناوينى بيان مى كنيم:
الف: فريب انگاشتن وعده الهى
پيامبر در اثناى حفر خندق از طريق وحى گزارش داد كه خدايم به من وعده داده است كه بر كسرى و قيصر پيروز مى شوم و اين جمله را همگان از مؤمن و منافق از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) شنيدند وقتى چشمان منافقان بر سيل خروشان سپاه شرك افتاد زبان به طعن گشودند وگفتند، ما در اين جا امنيت نداريم چگونه محمّد از خدايش