منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٨
افتادند كه با تحريك قبايل بت پرست عرب كه دشمن قسم خورده پيامبر بودند به حيات آيين جوان، پايان دهند، از اين جهت سران دو قبيله مطرود، همراه با بزرگان «خيبر» رهسپار مكه شدند و قريش را براى نبرد با پيامبر مصمم ساختند و با دلى مملو از خوشحالى، مكه را به عزم شمال جزيره «نجد» ترك گفتند، و با تيره هاى گوناگون قبيله غطفان تماس گرفتند، و از طريق تطميع و اينكه محصول يك سال خيبر ـ پس از پيروزى بر محمّد ـ از آن آنان خواهد بود، همگان را با خود و قريش متحد ساختند، و با برنامه ريزى دقيق قرار شد كه همگى در روز معيّنى در كرانه هاى مدينه اردو بزنند و سيل آسا به مدينه هجوم برند، و ريشه درخت اسلام را بزنند، و براى ابد، خود و يهود را از اين دشمن، آسوده سازند، سرانجام در اثر قدرت مالى يهود و نظامى عرب در اوايل ماه شوال سال پنجم هجرت، سپاهى مركّب از تيره هاى «بنى فزاره» و «بنى مره» و «بنى اشجع» از قبيله «غطفان» و «بنى اسد» از شمال جزيره، و قبيله«قريش » و هم پيمانش «بنى سليم» از نقطه مركزى آن، در اطراف مدينه، اردو زدند و در حقيقت در شبه جزيره، كفر با تمام قدرت در برابر اسلام جوان ايستاد، چنانكه پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: «برز الشرك كلّه إلى الإسلام كلّه: شرك و اسلام با تمام قدرت روياروى يكديگر قرار گرفتند».[١]
تاريخ مى گويد شمار مسلمانان از سه هزار تجاوز نمى كرد، در حالى كه شمار دشمن قريب به ده هزار نفر بود، هيچ نوع دلهره و هراسى بر دشمن حاكم نبود و مسئله اسارت زن و فرزند براى آنها وجود نداشت، در حالى كه مسلمانان در عين دفاع در ميدان نبرد، در انديشه زنان و كودكان خود بودند كه مورد تعرّض و آزار دشمن قرار نگيرند.
اين نبرد شبيه نبردهاى پيشين نبود، و با تاكتيك هاى ساده نمى شد پيروزى به دست آورد، نه نبرد در بيرون مدينه چاره ساز بود، و نه مسئله قلعه دارى و نبرد در
[١] بحار الأنوار، ج٢٠، ص ٢١٥، نقل از «كنز الفوائد» كراجكى.