منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩
سنان»، و«حنظله» [١] به عنوان نبى وهادى برانگيخته شده اند; بنابر اين هرگز نمى توان گفت در ميان گروه عرب زبان هيچ منذرى بر انگيخته نشده بود. بلكه مقصود، قريش وقبائل نزديك به آنان است كه در طول زمان، هيچ پيامبرى براى هدايت آنان نيامده بود واين فترت سبب شده بود كه قوم پيامبر از تعاليم شرايع آسمانى به دور باشند وفقط افراد انگشت شمارى به نام «حنيف» از آيين ابراهيم پيروى كنند.
قرآن وضع اين جامعه دور افتاده از تعاليم پيامبران را چنين تشريح مى كند:
(وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَة مِنَ النّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ) (آل عمران/١٠٣).
«همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد وپراكنده نشويد ونعمت هاى خدا را بر خود به ياد آوريد، آنگاه كه دشمنان يكديگر بوديد، ميان قلبهاى شما الفت بخشيد ودر پرتو نعمت او برادر شديد، وبر لب حفره اى از آتش بوديد شما را از آن نجات داد، اينچنين خدا آيات خود را بيان مى كند تا شايد شما هدايت يابيد».
اين آيه زندگى عرب را به گونه اى بس وحشتناك ترسيم مى كند كه ما برخى را توضيح مى دهيم:
اوّلاً: با جمله (وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ) وضع عرب جاهلى را مانند كسى مى داند كه در قعر چاه افتاده وباچنگ زدن به ريسمان محكمى كه از بالا به درون چاه روانه مى شود، نجات يابد. اين گروه نيز در چاه نادانى فرو رفته بودند، وبا چنگ زدن به ريسمان محكم قرآن وايمان، از آن زندگى شقاوت بار نجات يافتند.
ثانياً: جمله (وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَة مِنَ النّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها)حاكى از آن
[١] در برخى از روايات اسلامى اين دو نفر وارد شده است. به الميزان ج١٦، ص ٢٥٧ و بلوغ الارب، ج٢، ص ٢٧٨ مراجعه بفرماييد.