منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٦
پيروزى هست؟ آيا بار ديگر قد راست مى كنيم؟
خدا در پاسخ اين گفتار يادآور مى شود كه (قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ للّهِ): پيروزيها همگى در دست خدا است امّا مشروط بر اينكه از راه آن وارد شويد و يكى از وسائل آن حفظ انضباط سربازى است كه متأسفانه از دست دادند.
٥ـ ( يُخْفُونَ في أَنْفُسِهِمْ ما لا يُبْدُونَ لَكَ) در دل چيزهايى را پنهان مى كنند كه براى تو آشكار نمى كنند و شايد مقصود اين است كه اگر آيين اسلام بر حق بود ما كشته نمى شديم.
٦ـ (يَقُولُونَ لَوْكانَ لَنا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا هيهُنا): مى گويند اگر چيزى براى ما بود در اين جنگ كشته نمى شديم».
اين جمله از ابهام خاصى برخوردار است و روشن نيست كه مقصود از ( مِنَ الأَمْرِ شَيْء) چيست؟ احتمال دارد كه مقصود اين است كه اگر راه و روش ما از حقانيت برخوردار بود از ما در اين جنگ كسى كشته نمى شد شكست را نشانه نا استوارى راه و روش فكر مى كردند، احتمال دارد مقصود اين باشد كه اگر در كيفيت دفاع از مدينه، ما اختيارى داشتيم و پيامبر به سخن ما گوش مى داد در اين جا اين همه كشته نمى داديم.
خدا در پاسخ اين گروه يادآور مى شود كه مرگ يك سنّت قطعى الهى است، فرار از آن ممكن نيست وشهادت در ميدان نبرد، نشانه نااستوارى آيين و يا نشانه تصميم غير صحيح نيست، چنانكه مى فرمايد:
٧ـ (قُلْ لَوْ كُنْتُمْ في بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ).
بر اين بخش از آيه نيز ابهامى سايه افكنده است ممكن است مقصود اين باشد كه شما اگر در خانه هاى خود باقى مانده بوديد و در ميدان نبرد حاضر نمى شديد به جايى ضرر نمى زد زيرا مؤمنان مخلص تخلف نمى كردند، سرانجام به ميدان شهادت مى آمدند نبرد مى كردند و جام شهادت مى نوشيدند.
اين احتمال با جمله پيشين چندان انسجام ندارد، هرچند مرحوم طبرسى آن را