منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٥
آنان آسان وبر مسلمانان مشكل مى ساخت.
ولى كاروان بازرگانى در نقطه پايين تر ازمحل تجمع مسلمانان قرار داشت. وقتى ابوسفيان از تعقيب مسلمانان آگاه شد با تغيير مسير، از بيراهه از كنار درياى احمر خود را به مكه رسانيد و از چنگ مسلمانان بيرون رفت چنانكه مى فرمايد: (وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ).
نكته ديگرى كه آيه متذكر است اين است كه اگر مسلمانان از برترى دشمن آگاه مى شدند در مسئله رويارويى وحدت نظر پيدا نمى كردند برخى طرفدار پيشروى وبرخى ديگر از انصراف وعقب نشينى سخن مى گفتند چنانكه مى فرمايد:
(وَلَوْ تَواعَدتُمْ لاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ):«اگر با يكديگر وعده مى كرديد كه در نبرد حاضر شويد در عمل به آن اختلاف مى كرديد».
از آنجا كه مشيّت الهى بر اين تعلّق گرفته بود كه اين نبرد صورت پذيرد وپيروزى چشم گيرى نصيب مسلمانان گردد، آنها را در برابر عمل انجام شده قرار داد تا كارى كه بايد انجام گيرد، تحقّق پذيرد، چنانكه مى فرمايد:(وَلكِنْ لِيَقْضِيَ اللّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً).
علّت اينكه مشيّت الهى بر چنين نبردى كه نتيجه آن، پيروزى توحيد بر شرك بود، تعلّق گرفته بود اين است كه اين نبرد، مايه شناسايى حق از باطل بود زيرا پيروزى گروهى كه از نظر نفرات وساز وبرگ نظامى نسبت به دشمن در شرايط بسيار نامتعادل قرار داشتند و تنها سلاح برنده آنان ايمان به خدا وعشق به لقاء اللّه، و شهادت در راه حق بود، حجّت را بر گمراهان تمام مى نمود چنانكه مى فرمايد:
(ليهلك من هلك عن بيّنة ويحيى من حيَّ عَن بيّنة).
رويارويى دو سپاه نامتعادل
بامداد روز هفدهم رمضان سال دوّم هجرت، كاروان مسلّح قريش از پشت تپه