منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٣
«آنگاه كه خدا (وسيله پيامبر) به شما وعده داد كه با يكى از دو گروه(كاروان بازرگانى ويا گروه مسلّح) روبرو خواهيد شد، امّا شما دوست مى داشتيد كه كاروان فاقد قدرت براى شما باشد ولى خداوند مى خواهد حق را با كلمات خود تثبيت كند وريشه كافران را قطع نمايد».
(لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ).[١]
«تا حق تثبيت شود وباطل از ميان برود، هرچند مجرمان خوش نداشته باشند».
تقابل دو جمله، يعنى:(تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ): «خواهان رويارويى با كاروان فاقد قدرت نظامى هستند» و (وَيُرِيدُ اللّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ): «خدا خواهان تثبيت حق است»، به روشنى يك درس كلى به مسلمانان جهان مى دهد و آن اينكه رفاه طلبى و گردآورى اموال و سرگرمى به امور دنيوى، درست نقطه مقابل هدف الهى است كه مى خواهد حق را در جهان تثبيت وباطل را ريشه كن سازد و اين هدف الهى جز از طريق رنج ورويارويى با دشمن در ميدان نبرد، امكان پذير نيست.
سرانجام اراده الهى تحقّق پذيرفت و كاروان بازرگانى قريش پس از آگاهى از اينكه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) با ياران خود در سرزمين بدر فرود آمده است مسير كاروان را دگرگون كرد ودو منزل را يكى كرد و از قلمرو نفوذ ياران پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)، خارج شد، وبه كاروان قريش كه براى نجات آنان آمده بودند، پيام داد كه هرچه زودتر به مكه بازگردند وكار «محمّد» را به عرب واگذار كنند.
ولى ابوجهل كه رهبرى كاروان مسلّح را برعهده داشت بر خلاف نظر ابوسفيان تأكيد كرد كه بايد به سوى «بدر» برويم وقدرت و توانايى خود را به نمايش بگذاريم[٢] از اين جهت با يك خيزش دست جمعى از نقطه اى كه بودند براى روياروئى با ياران
[١] سوره انفال، آيه٨.
[٢] سيره ابن هشام، ج١، ص ٢١٩.