منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣١
وقتى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) به سرزمين خيبر نزديك شد، با سوز و گداز خاصّى با خداى خود چنين راز ونياز داشت:
«اللّهمّ ربّ السَّموات وما اظللن، وربّ الأرضين وما أقللن... نسألك خير هذه القرية وخير أهلها وخير ما فيها، ونعوذ بك من شرّها وشرّ أهلها وشرّ ما فيها».[١]
«بار الها تويى خداى آسمانها وآنچه زير آنها قرار گرفته، و تويى خداى زمين وآنچه بر آن سنگينى افكنده...من از خوبى هاى اين آبادى وخوبى هاى اهل آن، خوبيهاى آنچه در آن هست مى خواهم، واز بديهاى آن و بدى هاى اهل آن وبدى آنچه كه در آن قرار دارد، به تو پناه مى برم».
چيزى نگذشت كه تمام دژهاى هفتگانه خيبر، شبانه به محاصره سربازان اسلام در آمد، و تمام راههاى متصل به آن تحت كنترل قرار گرفت.خيبريان به هنگام صبح كه بيرون آمدند، خود را در محاصره كامل ارتش اسلام ديدند فوراً درهاى دژها را بسته و شوراى نظامى تشكيل دادند ولى در پرتو عنايات الهى وجان فشانيهاى سربازان اسلام ورشادتهاى برون از توصيف امام اميرمؤمنان على (عليه السلام)پس از بيست وپنج روز نبرد تن به تن همگى تسليم شدند، و لانه هاى فساد به تسخير در آمد كه تفصيل آن در تايخ اسلام وارد شده است.
وحى الهى يك بار پيش از حركت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)به سوى خيبر از چنين پيروزى خبر داده، ويك بار هم در لحظه حركت سپاهيان اسلام به سوى آن، اينك مجموع آياتى كه در آنها اشاره به چنين پيروزى شده است، نقل مى كنيم:
١ـ (فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً).[٢]
«آرامش را بر دلهاى آنها مستولى ساخت وپيروزى نزديكى به عنوان پاداش نصيب آنها فرمود».
[١] كامل ابن اثير، ج٢، ص ١٤٧.
[٢] سوره فتح، آيه ١٨.