منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢
بود نجات داده ام، آنگاه از پيامبر پرسيد: آيا اين كار براى او پاداش خواهد داشت يا نه؟ پيامبر به او فرمود:
«لَك اَجْرُهُ إِذْ مَنَّ اللّهُ عَلَيْكَ بِالإِسْلامِ»: در پاداش آن همين بس كه خدا بر تو منّت نهاد وتو را به اسلام هدايت كرد».
فرزدق هم يكى از افتخارات خود را اين مى داند كه جدّ وى تنها كسى است كه از زنده به گور كردن دختران جلوگيرى كرد! او در اين باره مى گويد:
وَ مِنّا الَّذي مَنَعَ الوائِداتِ *** وَاَحيَا الوَئيدَ فَلَم يُؤاد
«از ما است كسى كه از زنده به گور شدن دختران جلوگيرى نمود ومحكومان به مرگ را زنده كرد، پس آنها (محكومين به زنده به گور شدن) زنده به گور نشدند».[١]
در دو آيه زير، به اين حقيقت كه عرب جاهلى از وجود دختر احساس نفرت مى كرد، اشاره شده است:
(وَإِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَ هُوَ كَظيمٌ)(نحل/٥٨): «هنگامى كه به يكى از آنان نويد ولادت دختر داده مى شد صورت او تيره وخشم خود را فرو مى برد».
(يَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلى هُون أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ).(نحل/٥٩)
«از بدى خبر خود را پنهان مى سازد ونمى داند كه چه بكند آيا او را به آن ذلّت وخوارى نگاه دارد يا در خاك پنهان سازد، چه بد داورى مى كنند!».
٦ـ انديشه عرب جاهلى در باره فرشتگان
آنان روى يك رشته انديشه هاى پندارى، فرشتگان را جزء اناث دانسته وآنها را
[١] بلوغ الارب، ج٣، ص ٤٦.