منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٣
«گفتند: پيرو آيين يهود ومسيح باشيد تا هدايت يابيد».
قرآن در نقد اين انديشه يادآور مى شود كه اصالت از آيين ابراهيم است وهر دو پيامبر پيرو آيين توحيد او بودند چنانكه مى فرمايد:
(قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ).[١]
«بگو بايد از آيين ابراهيم حنيف پيروى كرد كه هرگز از مشركان نبود».
گاهى هر دو گروه اصالت را به آيين خود داده مى گفتند:
(وَقالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاّ مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى).[٢]
«مى گفتند: كسى وارد بهشت نمى شود مگر اينكه يهودى يا نصرانى باشد».
قرآن هر دو ادعا را پوچ ونابجا مى خواند ومى فرمايد:
«نجات ورستگارى از آن اسامى والفاظ نيست، بلكه نتيجه پيروى واقعى از آيين توحيد است چنانكه مى فرمايد:
(تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ* بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ للّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ).[٣]
«گفتار آنان آرزويى بيش نيست بگو دليل خود را بياوريد اگر راستگو هستيد آرى كسى كه در برابر خدا تسليم گردد و نيكوكار باشد پاداش او نزد خدا است نه ترسى براى آنها است ونه غمگينى خواهند ديد».
بنابراين بايد همه گروهها وپيروان تمام شرايع به اصل بازگردند، وافتخار به اسامى را كنار نهند.