منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨
صد در صد يك امر طبيعى بود; زيرا هرگاه به گروهى كه به زندگى بدون حساب وكتاب عادت دارند، گفته شود كه تمام كردار شما زير سؤال خواهد رفت و خوبيها وبديهاى شما هرچند به اندازه ذره كوچكى باشد، پاداش و كيفر خواهد داشت، طبعاً به خود مى لرزند وبراى كاهش فشار وجدان، گوينده را به جنون وديوانگى، دروغ بستن و افترا گويى به خدا، متهم مى سازند; آياتى كه در آن، سخنان مشركان درباره معاد وارد شده است بيش از آن است كه حتى بخش كمى نيز از آن در اينجا نقل گردد، ولى به نقل يك آيه اكتفا مىورزيم:
(وَقالَ الَّذينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلى رَجُل يُنَبِّئُكُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّق إِنَّكُمْ لَفي خَلْق جَديد *اَفْتَرى عَلَى اللّهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ فِي العَذابِ وَالضَّلالِ الْبَعيدِ) (سبأ/٧و٨)
«افراد كافر گفتند:آيا شما را به فردى هدايت كنيم كه مى گويد شماها پس از آنكه ريزه ريزه شديد، بار ديگر آفرينش نوى خواهيد داشت، آيا بر خدا دروغ بسته است يا جنون دارد؟ بلكه آنان كه به سراى ديگر ايمان ندارند در عذاب وگمراهى بس دورى قرار گرفته اند».
٣ـ حكومت خرافات
تعاليم آسمانى بر اساس شكستن زنجير پندارها وبرداشتن غلهاى افسانه وارى است كه در محيط مشركان، به صورت فراوانى وجود داشت. البتّه قرآن يكى از مشخصات پيامبر گرامى را مبارزه با خرافات وپندارهاى غلط مى داند، آنجا كه مى فرمايد:
(وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الأَغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ)(اعراف/١٥٧): بارهاى سنگين وغلهايى (پندار وافسانه) را كه بر دست وپاى آنها است، بر مى دارد».