منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٥
الف: لفظ «سُبحانه» به معنى تنزيه وپيراستگى است، پيراستگى از نقص وعيب، از نياز واحتياج ومقصود در اين جا تنزيه از نياز است ولذا در مورد ديگر به هنگام نقد اين نظريه پس از لفظ «سبحانه»، لفظ «الغنى» مى آورد چنانكه مى فرمايد:
(وَقالُوا اتَّخَذَاللّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ هُوَ الغَنِيُّ).[١]
يعنى پيراستگى خدا از نياز، نشانه بى پايگى اين نظريه است زيرا فرزند دارى يا نتيجه رفع نياز جنسى و غريزى است يا به خاطر استمداد از فرزند در دوران كهولت وپيرى، ويا به خاطر ادامه نسل پس از درگذشت پدر ومادر است و خداوند از همه اين انگيزه ها منزه است.
ممكن است كه كلمه «سبحانه» كنايه از مطلب ديگر باشد و آن اينكه «توالد» و «تناسل» از شئون موجود مادى است، كه تحت شرايطى، جزئى از پدر وارد رحم مادر مى گردد وپس از طى مراحل به فرزند تبديل مى شود، وخداوند بالاتر از آن است كه ماده و مادى و محكوم به قوانين آن باشد.
خلاصه لفظ «سبحانه» مى تواند بيانگر تنزيه از هر نقص باشد كه «فرزند دارى» مستلزم آن است.
ب: (بَلْ لَهُ ما فِي السَّمواتِ وَ الأَرْضِ كُلُّ لَهُ قانِتُونَ).
«آنچه در آسمانها وزمين است براى او است (مخلوق او ودر قبضه قدرت وتسخير او مى باشد) و او را به عنوان عبوديت ومخلوقيت خاضع اند.
اين جمله از آيه اشاره به برهانى ديگر است كه مى توان آن را به اين صورت بيان كرد: آنچه در جهان بالا وپايين قرار دارد، همگى در برابر خدا خاضعند ومسخّر ومقهور قدرت وارده او مى باشند، وموجوداتى كه اين گروها مدعى فرزندى او براى خدا مى باشند يا در آسمان قرار دارند يا در زمين، در هر دو صورت مقهور قدرت خدا، وذليل در برابر او هستند وچنين موجوداتى نمى توانند، فرزند خدا باشند، زيرا
[١] سوره يونس، آيه ٦٨.