منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٢
دُونِ اللّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما في نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلاّمُ الْغُيُوبِ).[١]
«به ياد آور زمانى كه خداوند به عيسى بن مريم مى گويد آيا تو به مردم گفتى كه من ومادرم را دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد؟ او در پاسخ مى گويد منزه وپيراسته اى تو، بر من شايسته نيست آنچه كه حق نيست، بگويم و اگر گفته بودم تو از آن آگاه بودى تو از درون روح من آگاهى من از آنچه در ذات تو است آگاه نيستم تو از تمام آنچه كه در چشمها پنهان است آگاه هستى».
(ما قُلْتُ لَهُمْ إِلاّ أَمَرْتَني بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمّا تَوَفَّيْتَني كُنْتَ أَنْتَ الرَّقيبَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيء شَهيدٌ).[٢]
«من به آنان جز آنچه را كه به آن امر كردى، چيزى نگفته ام (به آنها گفتم) خدا را كه پروردگار من وشما است بپرستيد و تا در ميان آنها بودم مراقب و گواه آنها بودم، وقتى مرا از ميان آنها بردى تو خود مراقب آنها بودى، تو بر همه چيز گواه هستى».
در اين جا چهره دوّم از شرك مسيحيت به صورت خدايگان سه گانه به پايان رسيد اكنون وقت آن رسيده كه چهره ديگر از شرك آنان به صورت فرزندى مسيح براى خدا را مطرح كنيم ودر آغاز يادآور شويم كه همگى چهره هاى مختلفى از يك شرك مى باشند، به نام «الوهيت مسيح» كه گاهى به صورت انقلاب لاهوت به ناسوت جلوه مى كند وگاهى به صورت تثليث وخدايگان سه گانه و احياناً به صورت فرزندى مسيح بر خدا وچون در اين مورد قرآن نيز سخنى دارد، در آينده به تشريح آن نيز مى پردازيم.
شرك در چهره «فرزندگرايى»
خطّ توحيد، واعتقاد به خداى يگانه، پرستش او وپرهيز از پرستش غير او،
[١] سوره مائده، آيه ١١٦.
[٢] سوره مائده، آيه ١١٧.