منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٨
«مسيحيان »خود را پيرو آيين توحيد دانسته ومدّعى هستند كه خداى جهان، خداى يگانه است، و اين وحدت، وحدت حقيقى است و مجازى نيست.
در كنار آن، مسئله «تثليث» وخداوندگارى سه چيز را مطرح مى كنند وكثرت وسه گانگى را حقيقى وواقعى مى انديشند وآن را مجاز نمى دانند ودر اين صورت، عقل متحيّر وسرگردان است كه اين چه نوع يگانگى حقيقى است كه با سه گانگى واقعى سازگار مى باشد؟
اگر آنان يكى از دو صفت (وحدت وكثرت) را حقيقى وديگرى را مجازى مى دانستند، مشكلى در مقام تصوير مدعا وجود نداشت. ولى برعكس، آنان بر هر دو صفت به صورت حقيقى وواقعى اصرار دارند ومدعى مساوات يك با سه مى باشند و معادله(٣=١) در نظر آنان در مورد خدا صحيح وپابرجاست.
از يك طرف پژوهشگران مسيحى مى بينند كه خطّمشترك ميان آيينهاى آسمانى، خطّ توحيد ودعوت به وجود خداى يگانه وآفريدگار يكتا و معبود واحد است. و هر نوع احتمال كثرت مايه خروج از اين خطّمشترك است.
از طرف ديگر به خاطر غلو در باره مسيح ويا به جهت آشنائى با ثالوث هندى كه در آن خداى ازلى وابدى در سه مظهر به نام «برهما» (پديدآورنده) و «فيشنو» (نگهدارنده) و «سيفا»(كشنده) تجلّى نموده است به خدايان سه گانه قائل شده، علاوه بر خدائى خدا، به الوهيت مسيح و «روح القدس» نيز عقيده پيدا كرده اند آنگاه در تبيين عقيده خود آنچنان در بن بست قرار گرفته اند كه تاكنون از هيچ مقام كليسايى توضيح قانع كننده اى در اين مورد داده نشده است.
مبلّغان مسيحى براى رهايى از اين بن بست دو نوع تلاش كرده اند:
١ـ مى گويند:حساب دين ازعلم جدا است وبايد مسائل دينى را پذيرفت، هرچند علم بر خلاف آن داورى كند، درست است كه از نظر مسائل رياضى معادله (١=٣) باطل مى باشد ولى هرگز لازم نيست كه عقايد مذهبى را علم تأييد واثبات