منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٦
٢ـ « آنان كه به خدايى مسيح پسر مريم قائل شدند براستى كافر شدند».
٣ـ «اى اهل كتاب (اى علماى نصارى) در دين خود اندازه نگهداريد و در باره خدا جز براستى سخن نگوييد در حقّ مسيح عيسى بن مريم جز اين نشايد كه او رسول خداست و كلمه الهى در رحم مريم القاء شده پس به خدا و همه فرستادگانش ايمان آريد و به تثليث قائل نشويد (اَب و ابن و روح القدس را خدا نخوانيد) از اين گفتار شرك باز ايستيد بهتر است كه جز خداى يكتا خدايى نيست خدا منزّه تر است از آنكه او را فرزندى باشد، هرچه در آسمانها و زمين است همه ملك اوست و خدا تنها به نگهبانى همه موجودات عالم كافى است».
٤ـ «اين است عيسى فرزندمريم سخن حقّى كه در آن ترديد مى كنيد».
٥ـ «بگو اگر دريا براى نوشتن كلمات خداى من مركب شود قبل از آنكه كلمات پروردگارم پايان پذيرد، دريا پايان مى پذيرد.
تفسير آيات
خطّتوحيد، خطّ وسط وباريكى است كه كوچك ترين تمايل به چپ وراست، مايه خروج از خطّمشترك تمام دعوتهاى آسمانى مى باشد.
انحراف مسيحيان در باره توحيد به قدرى واضح و روشن است كه نمى توان آنان را پيروان خطّ مشترك ميان تمام پيامبران خواند وبه همين خاطر است كه اسلام اصرار دارد كه از آنان بخواهد كه به برنامه مشترك تمام پيامبران احترام بگذارند، چنانكه مى فرمايد:
(قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوا إِلى كَلِمَة سَواء بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاّ نَعْبُدَ إِلاّ اللّهَ).[١]
«بگواى پيروان كتاب آسمانى به سوى سخن مشترك ميان ما و شما بشتابيد وآن اينكه جز خدا را نپرستيم».
[١] سوره آل عمران، آيه ٦٤.