منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٩
موضع نرم مسيحيان وخشونت يهود
قرآن موضع مشركان ويهود را نسبت به مسلمانان بسيار خشن، وموضع مسيحيان را نرم وملايم توصيف مى كند وبه نكته اى نيز اشاره مى كند آنجا كه مى فرمايد:
(لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنّا نَصارى ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسّيسينَ وَرُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ* وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّا عَرَفُوا مِنَ الحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنّا آمَنّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشّاهِدينَ)[١].
«يهود ومشركان را دشمن ترين مردم نسبت به مؤمنان، ومسيحيان را مهربانترين آنها مى يابى، اين به خاطر اين است كه در ميان مسيحيان، كشيشان وراهب هايى است ودر برابر حق كبر نمىورزند وقتى آنچه را كه بر پيامبر نازل گرديده بشنوند، مى بينى كه اشك (شوق) مى ريزند، به خاطر حقّى كه شناخته اند مى گويند خدايا ما را با شاهدان وگواهان بنويسيد».
به خاطر همين سرسختى است كه در طول عهد رسالت در مدينه، فقط تعداد بسيار كمى از يهودان، اسلام آوردند واسلام برخى از آنان مانند «عبد اللّه بن سلام» مشكوك ومرموز و گرايش يهودانى مانند «كعب الأحبار» وغيره قطعاً غرض آلود بود ونتيجه اى جز ضربه زدن نداشت.
در حالى كه جريان، در ميان «مسيحيان» شبه جزيرة العرب وغيره به گونه اى ديگر بوده است ودر نخستين فتوحات اسلامى، مسيحيان شامات، شيفته اسلام شدند وآن را از صميم دل پذيرفتند.
آيه شريفه فوق اين دو نوع موضع گيرى را مربوط به وجود دانشمندان وتاركان
[١] سوره مائده، آيه ٨٢ـ ٨٣.