منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٧
مى بندند».
٥ـ «آنان كه گفته اند كه مسيح خود خدا است، كفر ورزيده اند (چگونه اين سخن رامى گويند) در حالى كه خود مسيح مى گفت خدا را كه پروردگار من وپروردگار شما است بپرستيد؟ هر كسى براى خدا شرك قرار دهد، خدا بهشت را بر او حرام كرده وجايگاه او آتش است وبراى ستمگران يارى نيست.به طور مسلّم كسانى كه گفته اند خدا يكى از سه تا است، كفر ورزيده اند خدايى جز خداى واحد نيست اگر از آنچه كه مى گويند دورى نجويند، به گروه كافر از آنان عذاب دردناكى مى رسد چرا توبه نمى كنند و از او آمرزش نمى طلبند خداوند آمرزنده ومهربان است».
تفسير آيات
از ابعاد گسترده قرآن موضوع احتجاج باكافران ومشركان واهل كتاب است. خواه جدالهائى كه پيامبران پيشين با كافران اهل عصر خود انجام داده اند، وقرآن آنها را به عنوان «قصص پيامبران» نقل كرده است، يا جدالهائى كه پيامبر گراميصلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم، با مشركان مكه واهل كتاب «يثرب» وحومه آن انجام داد ودر هر حال مجموع اين آيات براى خود موضوع مستقلى است كه مى تواند براى علاقمندان تفسير موضوعى، مطرح وموضوع قابل بحث باشد و اخيراً يكى از علماى معاصر كتابى درباره همين موضوع به نام «الحوار في القرآن» نگاشته وبه گونه اى حقّ مطلب را ادا كرده است.
اگر پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) در سرزمين مكّه با مشركان، جدالهائى داشته، بيش از آن در سرزمين يثرب با يهودان و نصارى در پرتو قرآن مباحثاتى انجام داده است.
سرزمين مكه،پايگاه شرك ومشركان بود، شايد شماره اهل كتاب در آنجا از تعداد انگشتان يك انسان، تجاوز نمى كرد، واگر هم احياناً ديده مى شدند رهگذرانى بودند كه براى اهدافى به آنجا مى آمدند، ويا كارگرانى بودند كه براى «قريش» كار