منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٨
نمونه را مطرح مى سازد.
١ـ آيين اسلام جدا از شرايع پيشين وآيينهاى ديرينه نيست، بلكه دنباله همان فيض الهى است كه از زمان «نوح» آغاز شده وتا زمان پيامبر خاتمصلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم ادامه داشته است، ويك فرد مسلمان همان طور كه بايد بر آنچه كه بر پيامبر خاتم (صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده ايمان بياورد، بايد بر شرايع قبلى نيز ايمان آورد و همگى را محترم وشريعت الهى بداند چنانكه مى فرمايد:
(آمَنّا بِالَّذي أُنْزِلَ إِلَيْنا وَ أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ).
باز در آيه ديگر به صورت روشن تر بر اين اصل تأكيد مى كند كه از واقع بينى رسالت اسلام حكايت مى كند وشرايع آسمانى را رحمت معنوى مى داند كه با بعثت نخستين پيامبران آغاز شده وتا عهد رسالت پيامبر خاتم ادامه داشته است. چنان كه مى فرمايد:
(قُولُوا آمَنّا بِاللّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلى إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَالأَسْباطِ وَ ما أُوتِيَ مُوسى وَ عيسى وَ ما أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لانُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَد مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ) (بقره/١٣٦).
«بگوييد ما به خدا وآنچه كه بر ما نازل شده وآنچه كه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق ويعقوب و اسباط (بنى اسرائيل) نازل گرديده و آنچه بر موسى وعيسى وپيامبران ديگر از طرف پروردگارشان داده شده است ايمان آورديم، و ميان آنان (از ايمان وحقانيت) فرقى نمى گذاريم در حالى كه تسليم فرمان خدا هستيم».
٢ـ براى خالى كردن باد نخوت ونژاد پرستى يهود، لازم است بر يك اصل تكوينى تكيه شود وآن اينكه: خداى همگان وخالق همه مردم يكى است، همگى در برابر آن يكسان مى باشند. در اين صورت معنى ندارد، كه نژادى بر نژادى مقدّم وبرتر باشد مگر اينكه فضيلتى را كسب كند و كمالى را به دست آورد چنان كه مى فرمايد: