منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٥
ننگين مى باشند، از هدايت مردم جلوگيرى مى كنند، به خداى مورد پذيرش خود كفر مىورزند وعبادت او را انجام نمى دهند، راه مسجدالحرام را به روى حقيقت طلبان مى بندند، ساكنان حرم امن خدا را بيرون مى كنند، محيط را براى پرورش كفر ونابودى ايمان، فراهم مى سازند ـ مع الوصف ـ خود را بى گناه وديگرى را مجرم قلمداد مى نمايند.
آنگاه آيه به برخى از مسلمانان هشدار مى دهد كه اگر برخى از مسلمانان از آيين حق برگردند، اعمال نيك آنان كه در دوران مسلمانى به جاآورده اند پوچ و نابود مى گردد، چنان كه مى فرمايد:(وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ...).
٣ـ آيه دوّم تكليف گروه متجاوز را بيان مى كند وآن اينكه خدا اين گروه را به خاطر اعمال نيك گذشته از مهاجرت ومجاهدت، واميدى كه به رحمت خدا دارند مورد مغفرت قرار داده است چنان كه مى فرمايد:(إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هاجَرُوا).
ابن هشام مى نويسد: سرپرست گروه وياران او كه از كار خود پشيمان شده بودند وقتى آيه نخست در باره عمل آنان نازل گرديد تا حدّى از ناراحتى آنان كاست، به طمع پاداش اخروى به پيامبر گفتند اميدوار باشيم كه جنگى پيش آيد ما در آن پاداش مجاهدان را داشته باشيم در اين موقع آيه دوّم فرود آمد و از مغفرت وبخشودگى گناه آنان گزارش داد.
٤ـ پيامبر طبق نقل طبرسى[١] خونبهاى «عمرو حضرمى» را پرداخت قريش مبلغى براى آزاد سازى دو اسير خود، «عثمان» و«حَكَم» به مدينه فرستاد. پيامبر از پذيرفتن آن امتناع ورزيد زيرا احتمال مى داد كه سعد وقاص و عتبه كه براى جستجوى شتر خود از گروه اعزامى جدا شده بودند به وسيله قريش دستگير ويا كشته شده باشند وقتى هر دو نفر به مدينه بازگشتند هر دو اسير را در برابر مبلغى آزاد ساخت.[٢]
[١] مجمع البيان، ج١، ص ٣١٢ـ ٣١٣.
[٢] سيره ابن هشام، ج٢، ص ٢٥٥.