منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٢
بپردازند ورشته بازرگانى از هم گسسته نشود.
در اين نقل، مصدر تشريع، خود ملّت عرب معرفى شده است، يعنى جامعه عرب بدون الهام از تشريع آسمانى، جنگ را در اين چهارماه تحريم كردند در حالى كه آيه، آن را جزء آيين «قيّم» كه آيين ابراهيم است مى داند و مفاد آن اين است كه اين قانون ريشه سماوى دارد، اكنون بايد ديد چگونه مى توان ميان اين دو قول را جمع كرد؟ و جمع ميان اين دو قول به اين نحو است كه، عرب به خاطر مصالحى، پذيراى احترام اين چهارماه شد كه از آيين ابراهيم به يادگار مانده بود.
روى اين اساس، پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)كه پيش از ديگران حافظ ونگهبان احترام اين چهارماه بود، رو به گروه اعزامى كرد وگفت:من به شما در ماه حرام دستور جنگ نداده بودم ومن نه غنايم را مى پذيرم ونه دو اسير را.
اين گفتار از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)، مايه وحشت اعزاميان شد وتصوّر كردند كه، گناه بس بزرگى را مرتكب شده اند، بالأخص كه بيش از حد مورد ملامت وسرزنش مسلمانان قرار گرفتند.
بهره بردارى قريش از حادثه
قريش كه از استقرار مسلمانان در مدينه سخت بيمناك واز فزايندگى گرايش قبايل عرب به اسلام، سخت به وحشت افتاده بودند، تصميم گرفتند كه، از اين رويداد بر ضدّ پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) بهره بردارى كنند، و فرهنگ انقلاب را لكه دار سازند وبگويند كه «محمّد» به مراسم نياكان خود احترام نمى گذارد ودر ماه حرام به قتل نفوس و اسارت افراد وبه يغماگرى اموال مى پردازد. و در اشاعه اين تهمت سخت به كوشش و تكاپو افتادند و از اين طريق انگشت در چشم مسلمانان در بند مكه نمودند كه رهبر شما، احترام ماه حرام را از ميان برده است وآنان پاسخى جز اين نداشتند كه بگويند اين جريان در ماه شعبان رخ داده است نه در ماه رجب.
يهود مدينه وحومه آن كه از تمركز نيروى سوّمى در آنجا سخت ناراحت بوده