منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٠
حركت اين گروه مصادف با ماه رجب بود، اين سفر درست در پانزدهمين ماه هجرت، پيش از مسئله تغيير قبله صورت پذيرفت، دو نفر از اين گروه به نامهاى: سعد بن ابى وقاص وعتبه بن غزوان پيش از رسيدن به مقصد، شتر متعلّق به خود را كه به دنبال خود «يدك» مى كشيدند گم كردند از اين جهت براى پيدا كردن شتر، از گروه فاصله گرفته و سرانجام گروه شش نفرى به فرماندهى «عبداللّه» در نقطه اى كه پيامبر دستور داده بود در آنجا كمين كنند، فرود آمدند ورفت وآمد كاروانها را در نظر گرفتند. ناگهان متوجه شدند كه كاروانى مربوط به قريش به سرپرستى «عمرو بن الحضرمى» از آن نقطه عبور مى كند.وقتى چشم خدمه وسرپرست كاروان به گروه اعزامى افتاد، وحشت آنها را فرا گرفت وبا ديدن يك نفر از آنان كه سر خود را تراشيده بود، از وحشت در آمدند وبا خود فكر كردند كه اين گروه به نشانه اينكه سر تراشيده اند، از زيارت عمره باز مى گردند، طبعاً با كاروان كارى ندارند.
وجود اين منظره مانع از آن شد كه اعضاى كاروان نسبت به آنان راه احتياط را در پيش گيرند، تصميم بر اين گرفتند كه پس از استراحت مختصرى، شب هنگام منطقه را ترك گويند وبه سرزمين «حرم» وارد شوند.
در اين شرايط، گروه تجسس به شور ومشورت پرداخت كه آيا با صاحبان كاروان كه چهار نفر بيش نبودند، درگير شوند يا نه؟ سرانجام تصميم گرفتند كه به ضبط كاروان واسير گرفتن افراد بپردازند، ولى در اجراى تصميم، ميان دو محذور گير كردند. زيرا نقطه اى كه هر دو گروه در آنجا فرود آمده بودند هرچند خارج از حرم بود واز احترام خاصى برخوردار نبود، ولى از نظر زمان آن شب آخرين شب از ماه رجب بود كه جزء شهرهاى حرام است كه تحريم نبرد وستيز در آن، از مراسم ديرينه عرب است.وتأخير در حمله ودرگيرى در روز بعد (نخستين روز ماه شعبان) هرچند فاقد اين محذور بود، ولى سبب مى شد كه نبرد در سرزمين حرم انجام گيرد كه از احترام خاص برخوردار است. خلاصه در صورت حمله ناچار بودند كه يا به احترام زمان آسيب برسانند ويا به احترام مكان. عجله در حمله مايه هتك احترام ماه حرام،