منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٨
ويمن.
٢ـ وجود مشركان معاند ناآگاه از شرايع آسمانى.
٣ـ وجود دشمنان دوست نما(منافقان) كه از پشت خنجر مى زدند.
حادثه آفرينى اهل كتاب از طريق مناقشات ومجادلات كلامى كه وقت عزيز پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) را مى گرفتند وهر موقع در خود احساس عجز وناتوانى مى كردند، از طريق تحريك مشركان براى نبرد به توطئه مى پرداختند.
مشركان منطقه به خاطر دورى از كتابهاى سماوى، وناآگاهى از نظام شرايع، به خاطر تعصب به روش پدران ونياكان جنگهاى خونينى را به راه مى انداختند.
تكليف دشمنان دوست نما، روشن بود، زيرا آنان زير پرده نفاق به توطئه چينى وتضعيف روحيه ها وسرقت اسرار مسلمانان مى پرداختند.
اين سه عامل مهم جدّاً وقت پيامبر را در مدينه به خود اختصاص داده واجازه نداد كه رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)وقت خود را در ديگر اهداف رسالت متمزكز سازد.
از اين جهت هر موقع براى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)فراغتى دست مى داد، به ديگر وظايف رسالت مى پرداخت كه مى توان مهم آنها را در عناوين ياد شده در زير خلاصه كرد:
١ـ تعليم قرآن واحكام ووظايف فردى واجتماعى.
٢ـ اعزام مبلّغ ومعلّم قرآن به اطراف.
٣ـ دعوت سران جهان وشخصيتهاى بزرگ به آيين اسلام از طريق اعزام سفير.
٤ـ عقد معاهدات وقراردادهاى نظامى وسياسى واقتصادى با قبايل.
٥ـ پذيرفتن وفود و هيئت هاى سياسى كه پس از فتح مكّه، به مدينه هجوم آوردند تا آنجا كه سال نهم سال «وفود» اعلام گرديد.
٦ـ تربيت انسانهاى كامل و نمونه كه با ديگر مسلمانان، حساب جداگانه داشتند.