منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٥
قرآن به اين بخش از سرگذشت هجرت اشاره مى كند ومى فرمايد:
(إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللّهُ سَكينَتهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُود لَمْ تَرَوْها وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذينَ كَفَروُا السُّفْلى وَ كَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيا وَ اللّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ)(توبه/٤٠).
«اگر او را يارى نكنيد(خدا او را يارى خواهد كرد) همچنانكه او را به هنگامى كه كافران از مكه خارج كردند يارى كرد و او دوّمين نفر بود(وجز يك نفر همراه او نبود) وبه هم سفر خود دلدارى مى داد ومى گفت مترس خدا با ما است، خدا آرامش خود را به او فرستاد و او را با سپاهى كه نديديد كمك كرد وسخن كافران را پائين، وسخن خود را بالا قرار داد (كافران در هدف خود شكست خوردند وآيين خدا پيروز گرديد)خداوند قدرتمند وحكيم است».
قرآن در دو آيه ديگر به مهاجرت پيامبر اشاره مى كند، در موردى مى فرمايد:
(وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَة هِيَ أَشَدُّ قُوَةً مِنْ قَرْيَتِكَ الَّتي أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْناهُمْ فَلا ناصِرَ لَهُمْ) (محمّد آيه ١٣).
«چه سرزمينهايى بود كه مردم آنجا، از مردم شهرى كه تو را اخراج كردند قوى تر ونيرومندتر بودند، خدا آنان را نابود كرد وبراى آنان يار وياورى نبود».
مفسّران مى نويسند پيامبر در نيمه راه در سرزمين «جحفه» به ياد زادگاه خود مكّه افتاد وتأثّرى بر دل او نشست.چگونه متأثّر نشود در حالى كه ازمقدّس ترين سرزمين و از كنار خانه توحيد، و از ميان اقوام وخويشان خود كه سيزده سال تمام جانانه از او دفاع كرده اند، دور مى شد؟ ولى آنچه او را تسلّى خاطر داد وحى الهى بود كه بازگشت مجدد او را به زادگاه، قطعى ساخت و او را با خطاب زير مخاطب ساخت:
(إِنَّ الَّذي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعاد)(قصص/٨٥): «آن كس كه بيان وتبليغ قرآن را بر تو واجب ساخته است تو را به زادگاه باز خواهد گردانيد».