منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٠
كرد، ولى از عناد او نكاست و او همچنان در عداوت خود با پيامبر باقى بود، تا اين كه جريان هجرت پيش آمد ورسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) از قلمرو قدرت مخالف بيرون رفت وقدرتى در يثرب پديد آورد كه از وى حمايت كند.
هيئت تحقيقى مسيحيان در مكّه
با اينكه پيامبر گرامى در مكه براى هر نوع تبليغ علنى كاملاً محدود بود، ولى موج دعوت او از مرز حجاز گذشته وبه نقاطى مانند نجران وحبشه كه مهد مسيحيت بود رسيد، از اين جهت در ايّامى كه پيامبر در مكه مى زيست يك هيئت تحقيقى از مراكز مسيحى نشين (گويا نجران) وارد مكه شد تا در باره آيين پيامبر ودعوت او به تحقيق بپردازد، اعضاى هيئت وارد مكه شدند ودر مسجدالحرام با پيامبر ملاقات كردند در حالى كه سران قريش در اطراف كعبه نشسته بودند، مذاكرات آنان با پيامبر آنچنان مؤثّر بود كه پس از شنيدن آياتى از قرآن به وى ايمان آورده واشك از چشمان آنان سرازير گرديد وفهميدند كه وى همان موعود انجيل است كه مسيح از آن گزارش داده است.
ايمان آنان به پيامبر آن هم در نخستين ملاقات، براى قريش بسيار رنج آور بود ازاين جهت ابوجهل در حالى كه در خشم فرو رفته بود، رو به هيئت كرد وگفت:«خدا شما را نوميد سازد، چه نمايندگان بدى بوديد. سران، شما را اعزام داشتنه اند كه از وضع اين مرد تحقيق كنيد وبه آنان گزارش نماييد ولى بر خلاف انتظار در همان مجلس نخست، آيين خود را رها كرديد وبه تصديق او پرداختيد، چه هيئت تحقيقى بى خردى هستيد!»
هيئت كه از قدرت فرعونى مكه آگاه بود، به نرمى در پاسخ آنها گفتند ما با شما بحث وگفتگو نداريم شما بر عقيده خود باشيد وما نيز بر عقيده خويش.
قرآن در باره اين گروه چنين مى فرمايد:
(اَلَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ* وَإِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ قالُوا آمَنّا بِِهِ