منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٥
در پايان بايد بگوييم كه هدف از بازگويى معراج پيامبر در قرآن، گذشته بر تكريم و تعظيم پيامبر، اشاره به گوشه اى از قدرت بى پايان خدا است و اين هدف در صورتى تحقّق مى پذيرد كه معراج او به نحوى كه گفته شد، جسمانى و روحانى باشد، نه به صورت رؤيا وخواب كه جداسازى آن از خيال وپندار مشكل مى باشد.
گذشته از اين، ادّعاى معراج به صورت رؤيا لجاج وعناد كسى را برنمى انگيزد; در حالى كه پس از انتشار سرگذشت معراج، مشركان بر عناد خود افزودند وجنجالها برپا كردند!و نقل امثال عايشه كه در آن زمان يا متولد نشده ويا در محضر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)نبوده نمى تواند گواه بر مطلب باشد.[١]
٦ـ اشكالات فراوانى كه در امكان تحقّق معراج وجود دارد، همگى حاكى از قصور ويا تقصير در شناخت خدا ووسعت قدرت او است ولى با توجه به گسترش قدرت او تمام خرده گيرى هاى ديروز ويا امروز غرب زدگان كه به استناد به علوم طبيعى مطرح شده اند، جز مقايسه قدرت خدا به قدرت بشر، چيزى نيست. چه زيبامى گويد خدا:
(وَما قَدَروُا اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ): «خدا را به نحوى كه شايسته است نشناخته اند».
تا اينجا حوادث بعثت پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) تا سال دهم از آن بپايان مى رسد، تنها چيزى كه باقى مانده است مسئله پيگيرى قريش از واقعيت نبوت پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)است.از اين جهت پس از ناكامى آنان از مقابله به فكر افتادند از طريق احبار يهود در باره نبوت تحقيق وبررسى كنند، وبه گونه اى از حقيقت آگاه شوند، و اين حادثه از نظر سال وقوع، چندان مشخص نيست واحتمال دارد ميان سنوات هشتم تا دهم بعثت رخ داده باشد. از اين جهت به توضيح اين بخش مى پردازيم: