منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٩
بندگى اختصاص به انسان خاكى ندارد، بلكه فرشتگان وپريها نيز بندگان خدا هستند.
اگر لفظ «عبداً» در اين آيه در معناى وسيع وگسترده به كار رفته است به خاطر قرينه اى است كه در آغاز آيه وجود دارد وآن اين است كه موضوع را به صورت عام مطرح كرده ومى فرمايد:
(إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّمواتِ وَ الأَرضِ) «هيچ موجود زنده وعاقلى در آسمانها وزمين نيست» واگر چنين قرينه اى نبود، لفظ «عبداً» بر فرشته وپريها اطلاق نمى شد.
ب: در سوره نجم از شهود دل، ورؤيت ديده سخن مى گويد ومى فرمايد:(ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَآى): «دل آنچه را كه ديده ديد، تكذيب نكرد» واگر [١]اين بخش از معراج روحانى بوده،در اين صورت بحث از تكذيب دل، رؤيت ديده را بى معنى بود.
ج: (ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى):«چشم نلغزيد وطغيان نكرد».
اين قرائن سه گانه به ضميمه اتّفاق علماى اسلام ـ جز عدّه انگشت شمارى از آنان ـ گواه بر اين است كه اين سير ملكوتى با همين بدن عنصرى انجام گرفت وتفاوتى در آغاز وپايان نبوده است.
بنابراين آنچه كه تفتازانى صاحب مقاصد وشرح آن[٢] از عايشه نقل مى كند كه معراج پيامبر روحانى بوده ويا از معاويه نقل شده كه معراج از عالم رؤيا بوده است همگى بر خلاف ظواهر آيات ياد شده بوده، وفاقد ارزش علمى مى باشند.
ابن شهر آشوب در مناقب مى نويسد:
[١] ابن عباس مى گويد: مقصود از جمله«ما كذب الفؤاد و ما رأى» اين است كه:لم يكذب فؤاد محمّد ما راه بعينه.
٢ . شرح مقاصد، ج٢، ص ١٩٢ـ ١٩٣، ط اسلامبول.