منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٢
و: درخواست ششم نشانه صدق نبوت نيست وبسان درخواست دوّم يك تقاضاى كودكانه است.
ز: درخواست هفتم بر فرض انجام گرفتن آن، ايمان آنان را جلب نمى كرد، زيرا به تصريح خود آنان تنها رفتن به آسمان نشانه حقانيت او نبود مگر اينكه درخواست هشتم آنان انجام گيرد و آن اينكه به هنگام بازگشت، كتابى را همراه خود بياورد كه در آن رسالت او نوشته شده باشد.
اين نوع سخت گيرى نشان آن بود كه درخواست كنندگان جوينده وپوينده حقيقت، نبودند وبر فرض اين كه پيامبر به اذن خدا چنين كارهايى انجام مى داد باز به بهانه هاى مختلف شانه از پذيرش رسالت او خالى مى كردند و راه شرك را ادامه مى دادند.
از نظر خرد چيزى كه بر پيامبر لازم است اين است كه به اندازه كافى دلائل روشن بر صدق گفتار خود در اختيار حقيقت جويان بگذارد، دلايلى كه فرد پيراسته از غرض را قانع سازد وبه مكتب سوق دهد.
هرگز بر پيامبر لازم نيست پذيراى پيشنهادهاى متنوع افراد شود وگرنه بايد رسالت عظيم خود را رها كرده و هر روز به نوعى دست به اعجاز بزند وبه جاى ارشاد وهدايت، وسيله تفريح وسرگرمى افراد را فراهم آورد وسرانجام، نبوّتِ پيامبر سر از كهانت ورياضت در آورد!
خلاصه ـ بر خلاف اظهار برخى از كوته نظران ـ هرگز پيامبر خدا، از قيام به معجزه اظهار ناتوانى نكرده، بلكه با گفتن(قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلاّ بَشَراً رَسُولاً)(اسراء/٩٣) دو مطلب را متذكر شده است:
١ـ (سُبْحانَ رَبِّي): «منزه است خداى من » با اين جمله خدا را از هر نوع عجز وناتوانى، رؤيت ومشاهده، پيراسته ساخته و او را بر انجام هر نوع كار ممكنى توانا دانسته است.