منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦١
ب: درخواست دوّم كه پيامبر، باغى از خرما وانگور داشته باشد نيز نشانه صدق گفتار مدّعى نبوّت نيست وگرنه بايد هر ثروتمندى پيامبر باشد وكليه گفتارهاى او راست ودرست باشد! اين درخواست از يك انديشه باطل سرچشمه مى گيرد وآن اينكه: نبوت ووحى الهى بايد بر يك انسان ثروتمند فرود آيد، نه فقير، چنانكه در بخش اعتراضات اين ايراد را از مشركان نقل كرديم كه مى گفتند:(وَقالُوا لَوْلا نُزِّلَ هذَا الْقُرآنُ عَلى رَجُل مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظيم) (زخرف/٣١):«چرا اين قرآن بر يك مرد بزرگى از مكه و طائف فرود نمى آيد!».
ج: درخواست سوّم كه آسمانها را قطعه قطعه كند وبر سر آنها پاره پاره بيفكند، مخالف هدف رسالت است زيرا هدف از بعثت، هدايت وراهنمايى مردم مى باشد نه نابود كردن آنها; مگر اين كه حجّت براى آنان تمام شود و جهان «غيب» به صورت «شهود» درآيد و هيچ نوع عذرى براى آنان باقى نماند در چنين صورتى نابودى چنين امّتى قطعى مى گردد.
خداوند براى اينكه راه «بازگشت» به حق، باز باشد اجازه نمى دهد كار به اين نقطه منجر گردد وهرچه هم مردم بر چنين معجزه هايى اصرار ورزند، او اجابت نمى كند.
د: درخواست چهارم درخواست امر محالى است زيرا آنان خواهان رؤيت خدا با ديدگان عادى بوده و كلمه «قبيلاً» گواه بر آن است و امر محال قابل انجام نيست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) بر انجام دادن آن قيام كند.
هـ: درخواست پنجم (فرشتگان را براى آنان متمثل گرداند) ـ اين درخواست در صورتى كه ايمان نياورند ـ مايه نزول عذاب الهى ونابودى آنان بود زيرا همان طور كه يادآور شديم رؤيت فرشتگان به صورت واقعى از مقوله تبدل غيب به شهود است كه هيچ نوع عذرى براى مجادله گر نمى گذارد واگر ايمان نياورد نابود مى گردد و در قرآن به اين اصل با جمله (وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرونَ)(انعام/٨) اشاره شده است.