منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٩
٣ـ درخواستهاى نامعقول ديگر
يكى از نشانه هاى لجاجت وعناد آنان اين بود كه امورى را درخواست مى كردند وايمان خود را در گرو انجام شدن آنها قرار مى دادند كه يا ذاتاً يك امر محال ونشدنى بودند، ويا اگر هم ممكن بودند با اهداف بعثت كه تربيت وهدايت مردم بود، سازگار نبود ويا انجام آنها نشانه نبوت وراستگويى طرف بشمار نمى رفت. اين امور در درخواستهاى هشت گانه قريش در آيات زير منعكس است واگر پيامبر به پيشنهاد آنها پاسخ مثبت نگفت غالباً به خاطر يكى از علل فوق مى باشد ما مجموع درخواستهاى آنان را جداجدا، بيان مى كنيم تا اشاره به اشكال آنها آسان گردد.
(وَقالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ): «به تو ايمان نمى آوريم مگر اينكه امور زير را انجام دهى»:
١ـ (حَتّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الأَرْضِ يَنْبُوعاً): «از زمين براى ما چشمه اى بشكافى».
٢ـ (أَوْ تَكونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيل وَ عِنَب فَتُفَجِّرَ الأَنْهارَ خِلالَها تَفْجِيراً): «يا براى تو باغى از خرما وانگور باشد ودر ميان آنها نهرهاى آبى جارى سازد».
٣ـ (أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً): «آسمانها ويا سنگهاى آسمانها را بر سرما پاره پاره بيفكنى».
٤ـ (أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ): «خدا رانشان ما بدهى!».
٥ـ (وَ الْمَلائِكَةِ قَبيلاً): «وفرشتگان را بنمايانى».
٦ـ (أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُف): «يا خانه اى از طلا داشته باشى».
٧ـ ( أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ): «به آسمان پرواز كنى!».
٨ـ (وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً تَقْرَؤُهُ): «وهرگز ايمان به آسمان رفتنت نمى آوريم، مگر اينكه كتابى فرو فرستى كه ما آن را بخوانيم (ودر آن نبوت