منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٩
دست هم داده اند، ما به هر دو كافريم(ونبوت آنان را پذيرا نيستيم)».
٩ـ «گفتند: چرا (همراه او) فرشته اى فرو نيامده است؟ اگر فرشته فرو فرستيم (وايمان نياورند) كار انجام مى گيرد، آنگاه مهلت داده نمى شود».
تفسير آيات
آياتى كه در بخش نخست ( اتّهامات پيامبر ) وارد شده بود، مورد بررسى قرار گرفت، اكنون وقت آن رسيده است كه به اعتراضاتى كه جز بهانه گيريهاى كودكانه چيزى نيست توجه كنيم وبه راستى هيچ يك از اعتراضهاى آنان رنگ منطقى ندارد، وهمگى شبيه بهانه جوئى كودكان است كه به عللى بهانه مى گيرند،و خودشان نيز نمى دانند چه مى خواهند مانند:
١ـ چرا قرآن بر ثروتمندى نازل نشد
چرا قرآن بر تو نازل گرديد وبر مرد ثروتمندى مانند وليد بن مغيره فرود نيامد چنانكه مى فرمايد:(لَوْلا نُزِّلَ هذَا الْقُرآنُ عَلى رَجُل مِنَ الْقَريَتَيْنِ عَظيم) (زخرف/٣١):«چرا اين قرآن بر مرد بزرگى از مكه وطائف نازل نگرديد!؟» [١] شكى نيست كه قرآن بايد بر يك شخصيت عظيم ـ نه فردى عادى ـ نازل گردد زيرا در همه افراد، توان تحمل وحى ورؤيت فرشته وقدرت بر رهبرى وهدايت مردم نيست ولى ملاك شخصيت در نظر عرب معاصر با نزول وحى، همان زر وزور ودرهم ودينارى بود كه امثال وليد بن مغيره به خوبى از آن برخوردار بودند از اين جهت خود را محق مى ديدند كه نزول قرآن را بر فردى مانند پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) كه فاقد مكنت مالى بود، زير سؤال ببرند وبگويند:«چرا اين قرآن بر مرد ثروتمندى از مكه وطائف فرود نيامد؟» ولى اگر مى دانستند كه نزول قرآن شخصيت ديگرى غير از شخصيت اقتصادى لازم
[١] قريب به اين مضمون در سوره فرقان، آيه ٨ نيز وارد شده است.