منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٢
داده اند چنانكه مى فرمايد:
(وَقَدْ جآءَهُمْ رَسُولٌ مُبينٌ* ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ) (دخان/١٣و١٤) «پيام آور آشكارى به سوى آنان آمده است، سپس از او روى برگردانيدند وگفتند:تعليم ديده وديوانه است». حالا تعليم دهنده او كيست واين تعاليم را از چه كسى آموخته است، چندان روشن نيست. ممكن است مقصود اين باشد كه كسى از جهان غيب ـ مانند جن ـ او را تعليم داده است ولفظ «مجنون» در كنار آن مى تواند گواه آن باشد، همچنانكه احتمال دارد كه مقصود اين باشد كه بشرى او را تعليم داده است. گواه احتمال دوّم آيه زير است:
(وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبينٌ)(نحل/١٠٣).
«مى دانيم كه آنان مى گويند: بشرى او را تعليم داده زبان كسى كه تصوّر مى كنند كه او تعليم مى دهد، غير عربى است واين لسان عربى آشكار است».
مفسّران مى نويسند:مشركان مكّه پيامبر را متهم كردند كه او اين تعاليم را از يك آهنگر رومى مى آموزد.
٦ـ كذّاب (دروغگو):(وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرونَ هذا ساحِرٌ كَذّابٌ) (ص/٤).
«از اين كه از خودشان بيم دهى آمده است در شگفتند وكافران گفتند: اين جادوگرى بسيار دروغگو است».
شگفت اين جا است كه آنان سرچشمه چنين نسبتى را اين مى دانند كه به جاى دعوت به خدايان متعدد، به خداى واحد دعوت مى كند چنانكه در ذيل آيه مى گويد:
(أَجَعَلَ الالِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ) (ص/٥): «آيا خدايان متعدد را يك خدا قرار داده است اين چيز بسيار عجيب است!».