منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢١
رابطه با خدا متّهم مى سازد ودر حالى كه خلق نيكو وكردارهاى نيك پيامبر در نظر او مجسّم بود وخداى فرستنده وحى را دادگر و عادل مى دانست، در اين صورت چگونه به پيامبر سوء ظن پيدا مى كند؟ وپيوند وحى را قطع شده مى انديشد و او را به دشمن خدا متهم مى سازد؟
٤ـ آيه (ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى) بيش از اين نمى رساند كه فردى پيامبر را متهم به اين كرده كه خداى او، وى را ترك كرده ودشمن داشته است، و امّا گوينده اين سخن چه كسى بود، و چرا گفته و در چه زمانى گفته است، هرگز معلوم نيست.
٥ـ در ميان مفسّران در علل انقطاع وحى، آنچنان اختلاف شديد وجود دارد كه هرگز نمى توان بر يكى از آنها اعتماد نمود مانند:
الف: يهود از پيامبر سه موضوع را پرسيدند: روح و اصحاب كهف و ذوالقرنين. پيامبر بدون اينكه «ان شاء اللّه» بگويد، گفت فردا پاسخ پرسش هاى شما را مى گويم. در اين موقع وحى قطع گرديد. مشركان از اين تأخير خوشحال شدند و گفتند:خدايش او را دشمن داشته است! در اين موقع سوره والضحى نازل گرديد و اين انديشه را باطل كرد.[١]
اگر اين شأن نزول درست باشد انديشه انقطاع وحى مربوط به سالهاى هفتم «بعثت» خواهد بود نه آغاز آن ويا پس از دعوتهاى خويشاوندان يا دعوت عمومى.
ب: زير سرير پيامبر بچه سگى مرده بود وكسى متوجه آن نشده بود وقتى خانه را جارو كردند وآن را بيرون انداختند جبرئيل فرود آمد وپيامبر از تأخير وحى پرسيد، امين وحى گفت: ما به خانه اى كه سگ در آنجا باشد وارد نمى شويم(تفسير قرطبى، ج١٠، ص٨٣).
متن داستان بر دروغ بودن آن گواهى مى دهد; زيرا چگونه مى توان باور كرد
[١] روح المعانى، ج٣٠، ص ١٥٧; سيره حلبى، ج١، ص ٣٤٩ـ ٣٥٠.