منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٧
آيات قرآن به روشنى حاكى است كه او با قاطعيت تمام، مردم را به مكتب خود دعوت مى كرد آنجا كه مى فرمايد:
(قُلْ هذِهِ سَبيلي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلى بَصِيرَة أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَني وَ سُبْحانَ اللّهِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ) (يوسف/١٠٨).
«بگو اين راه من است، من وآن كسى كه از من پيروى كند با بصيرت وبينايى به سوى خدا دعوت مى كنم; پيراسته است خدا ومن از مشركان نيستم».
چه جمله اى گوياتر از (أَدْعُوا إِلَى اللّهِ عَلى بَصيرَة)؟
او در طول دعوت خود از ناحيه خدا مأمور بود كه خود را پيرو وحى الهى بداند ونمى تواند در آن ايجاد دگرگونى كند، چنانكه مى فرمايد:
(إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّ ما يُوحى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِى الأَعْمى وَالْبَصِيرُ أَفَلا تَتَفَكَّرُونَ) (انعام/٥٠).
«من جز از وحى الهى از چيزى پيروى نمى كنم آيا بينا ونابينا يكى است چرا نمى انديشيد؟».
انديشه كهانت واين كه پيامبر پس از نزول وحى مى خواست خود را از بالاى كوه پرت كند، صورت محترمانه نسبت «جنون» است كه مخالفان پيامبر از روز نخست او را به آن متهم كرده اند واكنون آن را به صورت ديگر از زبان دوستان او مى شنويم وعجيب اين كه قرآن مسئله تهمت جنون را همراه با تحقّق رؤيت فرشته وحى يادآور مى شود ومى فرمايد:
( إِنَّهُ لَقُولُ رَسُول كَرِيم* ذي قُوَّة عِنْدَ ذِي العَرْشِ مَكين* مُطاع ثَمَّ أَمين* وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُون* وَلَقَدْ رَآهُ بِالأُفُقِ الْمُبِينِ* وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنينَ* وَما هُوَ بِقَولِ شَيْطان رَجيم* فَأَْيْنَ تَذْهَبُونَ* إِنْ هُوَ إِلاّ ذِكْرٌ لِلْعالَمينَ* لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقيمَ ) (تكوير/١٩تا ٢٨).
«محقّقاً قرآن گفتار فرستاده بزرگوار است(فرشته وحى) داراى نيروى بزرگ