منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٥
وحى (قرآن) تفسير نموده اند[١]; ولى به هيچ وجه بعيد نيست كه مقصود معناى وسيعى باشد كه مسئوليت بزرگ رهبرى امّت را نيز دربرگيرد، به گواه اين كه در آيه دهم همين سوره مى فرمايد:
(وَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلاً): «بر آنچه كه مى گويند، صبر كن و از آنان دورى گزين!».
اين مرحله از دعوت از اهميّت خاصّى برخوردار بود; زيرا پيامبر بايد يك تنه با پشتيبانى گروه اندكى از ياران خود كه در دو مرحله نخست به مكتب او گرويده اند، جهان عرب را كه در شرك ودوگانه پرستى فرو رفته بودند، نجات بخشد.
قرآن براى تقويت اراده او بار ديگر وى را مورد خطاب قرار مى دهد ومى فرمايد:(يا أَيُّهَا المُدَّثِّرُ* قُمْ فَأَنْذِر* وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ* وَثِيابَكَ فَطَهِّرْ*وَ الرُّجْزَ فَاهجُرْ)(مدثر/١ـ٥): «اى جامه به خود پيچيده برخيز! مردم را بيم ده وخداى خود را تكبير بگوى و لباس خود را پاكيزه گردان و از پليدى ها دورى جو».
بسيارى از مفسّران، اين آيات را مربوط به آغاز نزول وحى در حرا بر قلب مبارك پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)مى دانند ودر اين باره شأن نزولى را نقل مى كنند وهمچنين در باره آغاز آيات سوره «مزمّل».
از اينكه در سوره مزمّل همان طور كه يادآور شديم، پيامبر را به صبر وبردبارى در مقابل سخنان زشت كافران، وترك آنان، دعوت مى كند وهمچنين در آيه هفتم همين سوره مى فرمايد:(وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ): «براى پروردگارت صبر كن!»، مى٣ توان گفت آيات هر دو سوره مربوط به دوران آغاز دعوت عمومى است كه با زشت گوئى كافران وآزار وآسيب رسانى آنها توأم بوده است وبسيار بعيد است كه اين بخش از آيات مربوط به مرحله اى (آغاز نزول وحى) باشد كه هرگز نه تبليغى انجام گرفته، نه تكذيبى رخ داده ونه اعتراضى از كسى صورت گرفته است!
[١] تفسير طبرى، ج٢٩، ص ٨٠.