منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٦
مى دهم و اگر او نمى خواست، نه، مى خواندم ونه، مى آموختم.
گواه اين سخن كه قرآن چكيده فكر و انديشه من نيست اين است كه سالهاى دراز در ميان شما بودم وبا شما زندگى كرده ام و در اين مدّت سخنى مشابه آيات و سور آن از من نشنيده ايد واگر از من بود، لااقل در اين مدّت، سخنى شبيه قرآن از من مى شنيديد، چرا نمى فهميد؟!
در نتيجه، اين آيه، مانند آيه قبلى فقط ناظر به اين است كه قرآن از جانب خدا است و او به من آموخته است و من تا قبل از نزول وحى از آن آگاه نبودم. و اين حقيقتى است كه همه مسلمانان بر آن اعتقاد دارند و اين مطلب با ايمان و توحيد رسول گرامى قبل از بعثت منافاتى ندارد و مسلّماً وضع پيامبر پس از نزول وحى با وضع او قبل از نزول آن فرق داشته است، و آن، اطلاع تفصيلى از اصول و احكام و معارف و سنن و قصص و سرگذشتها بوده است.
آيه پنجم: (وَما كُنْتَ تَرْجُوا أَنْ يُلْقى إِلَيْكَ الْكِتابُ إِلاّ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ ظَهيراً لِلْكافِرينَ) (قصص/٨٦).
«تو هرگز اميد آن نداشتى كه كتاب بر تو نازل گردد مگر از طريق رحمت پروردگارت (به پاس اين نعمت)پشتيبان كافران مباش».
در آغاز آيه، اميدوارى پيامبر را بر نزول كتاب بر او نفى مى كند، ولى در ذيل، استثنايى به صورت (إِلاّ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ) وارد شده كه بايد در باره آن دقّت كرد ومفهوم آن را به دست آورد وذيل آيه توان آن را دارد كه ثابت كند كه رسول گرامى قبل از بعثت به نوعى اميد به القاء كتاب بر خود داشت; وبه عبارت ديگر، از يك نظر فاقد اميد بود، ولى از طريق ديگر به نزول آن اميد داشت. توضيح جمله:
در مورد اين استثنا، سه احتمال وجود دارد كه استوارترين آنها احتمال سوّم است.
١ـ لفظ «إلاّ» در جمله (إِلاّ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ) به معنى استثنا نيست كه از