ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٤٦ - فصل(٧٦) بازگشتن خورشيد براى آن حضرت
[فصل (٧٦) بازگشتن خورشيد براى آن حضرت]
و از معجزات آشكارى كه خداوند بدست تواناى امير المؤمنين ٧ ظاهر ساخت چيزى است كه روايات بيشمارى در باره آن رسيده و دانشمندان تاريخ نويس و ناقلين آثار گذشتگان آن را روايت كرده و شعراء در باره آن اشعار سرودهاند، و آن داستان برگشتن خورشيد در دو بار براى آن حضرت ٧ است كه يك بار در زمان زنده بودن رسول خدا ٦ و ديگر پس از وفات آن بزرگوار بود.
و اما حديث جريان برگشتن آن در زمان زندگى رسول خدا ٦ آن حديثى است كه اسماء بنت عميس و ام سلمة همسر رسول خدا ٦، و جابر بن عبد اللَّه انصارى، و ابو سعيد خدرى، و گروهى از اصحاب (رسول خدا ٦ روايت كردهاند) كه پيغمبر ٦ روزى در خانه خود بود و على ٧ نيز در خدمت او بود، در اين هنگام جبرئيل از جانب خداى سبحان بنزد او آمده با او برازگوئى پرداخت، و چون (هنگام رسيدن) وحى آن حضرت را سنگينى عارض ميشد و بناچار بجائى تكيه ميكرد، در اينجا هم چون (وحى) رسيد زانوى امير المؤمنين را بالش كرد (و سر خويش را بر آن نهاد) و سر بر نداشت تا خورشيد غروب كرد، و امير المؤمنين ٧ (چون نميتوانست سر رسول خدا ٦ را بر زمين نهد) نماز عصر را بهمان حال نشسته خواند و بناچار ركوع و سجده آن را باشاره برگزار كرد، و چون رسول خدا بحال عادى برگشت امير المؤمنين ٧ فرمود: آيا نماز عصر از تو فوت شد؟ عرضكرد: اى رسول خدا بخاطر شما و آن حالتى